دیجیتال ویترین اشتراک VIP

توضیحات گروه

عاشقان مهراب سراج بیاین تو گروه

کاربران گروه

42 نفر

طرفداران

27 نفر

آخرین بازديدکنندگان گروه

مدیران گروه

1 نفر

آژاکیها

گروه عمومی · 42 کاربر · 219 پست · شناسه گروه: 4012 · دسته بندی: عاشقانه

مطالب ارسال شده در گروه آژاکیها

[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]

[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
وقتی زندگی لطفش رو ازت دریغ کرد...نگوچرامن؟؟بگو بابدکسی درافتادی
[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
یـــک بغـل حــــرف، ولـی محــض نگفتــن دارم...
آرایشگر اولین قیچی رو به موهام زد:)
گفت((موهات خیلی بلند و خوش رنگه.چرا میخای کوتاه کنی؟؟))
لبخندی زدم و گفتم((شستنش سخت بود الانم تابستونه هوا گرمه))
خندید و گفت((موهای یه دختر وقتی انقد بلند و خوشگل و خوش رنگ باشه...هرچقدم اذیتش کنه کوتاهش نمیکنه))
یکم مکث کرد و ادامه داد((من مامانت نیستم.میتونی به من بگی))بغض کردم...چشمام پره اشک شد...ولی غرورم نزاشت گریه کنم.
گفت((70درصده دخترایی که میان موهاشونو کوتاهه کوتاه کنن بغض میکنن
مثله تو.من میفهممت))از تو آینه نگاهی بهش انداختم...دقت نکرده بودم...دیر فهمیدم خودشم موهاش کوتاهه :)
ماشین مو رو روشن کرد.صداشو که شنیدم چشمامو بستم.یهو تمام خاطراتمون
از اول که بهم گفت عاشقت شدم تا آخر که بهم گفت دیگه حسی بهت ندارم اومد جلوی چشمم.بغضم داشت خفم میکرد.چشامو باز کردم.قرمزه قرمز بود.وقتی ماشینو خاموش کرد...چیزی که تو آینه میدیدم غیر قابل باور بود
من...منی که موهامو به هرچیزی و هرکسی ترجیح میدادم
منی که زندگیم به موهام بسته بود...حالا یکی دیگه شده بودم...وقتی داشتم میرفتم آرایشگره صدام کرد.برگشتم نگاش کردم که ببینم چیکارم داره؟
یه کیسه دستش بود.گفت((
دیدگاه 1 دیدگاه لایک 5
[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.198.103.13