دیجیتال ویترین اشتراک VIP
آنلاین 377 لایک
محمد


اطلاعات

سایر اطلاعات
محمد
مرد - طلاق گرفته
1365-01-01
کاربر طلايي
129345 امتیاز

دنبال کنندگان

414 نفر

طرفداران

377 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر کاربر طلايي

کد QR شخصی

آدم خیلی حقیره

بازیچه ی تقدیره

پل بین دو مرگه

مرگی که ناگزیره

حتی خود تولد

آغاز راه مرگه

حدیث عمر آدم

حدیث باد و برگه

آغاز یک سفر بود

وقتی نفس کشیدیم

با هر نفس هزار بار

به سوی مرگ دویدیم

تو این قمار کوتاه

نبرده هستی باختیم

تا خنده رو ببینیم

از گریه آینه ساختیم

آدم خیلی حقیره

بازیچه ی تقدیره

پل بین دو مرگه

مرگی که ناگزیره

فرصت همین امروزه

برای عاشق بودن

فردا می پرسیم از هم

غریبه ای یا دشمن

ای آشنای امروز

عشق منو باور کن

فردا غریبه هستی

امروز و با من سر کن

تولد هر قصه

یک جاده ی کوتاهه

اول و آهر مرگه

بودن میون راهه

اگر چه عاجزانه

تسلیم سرنوشتیم

با هم بیا بمیریم

شاید یک روز برگشتیم

آدم خیلی حقیره

بازیچه ی تقدیره

گل بین دو مرگه

مرگی که ناگزیره
به دادم برس ای اشک

دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی

نپرس از چی گرفته

منو دریغ یک خوب

به ویرونی کشونده

عزیزمه تا وقتی

نفس تو سینه مونده

تو این تنهایی تلخ

من و یک عالمه یاد

نشسته روبرویم

کسی که رفته بر باد

کسی که عاشقانه

به عشقش پشت پا زد

برای بودن من

به خود رنگ فنا زد

چه دردیه خدایا نخواستن اما رفتن

برای اون که سایه س همیشه رو سر من

کسی

که وقت رفتن

دوباره عاشقم کرد

منو آباد کرد و

خودش ویرون شد از درد

بدادم برس ای اشک

دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی

نپرس از چی گرفته

به آتش تن زد و رفت تا من اینجا نسوزم

با رفتنش نرفته تو خونمه هنوزم

هنوز سالار خونه س پناه منه دستاش

سرم رو شونه هاشه رو گونمه نفس هاش

به دادم برس ای اشک
كدوم شاعر ، كدوم عاشق ، كدوم مرد

تو رو دید و به یاد من نیفتاد

به یاد هق هق بی وقفه ی من

توی آغوش معصومانه ی باد

تو اسمت معنی ایثار آبه

برای خاك داغ خستگی ها

تو معنای پناه آخرینی

واسه این زخمی دلبستگی ها

نجیب و با شكوه و حیرت آور

تو خاتون تمام قصه هایی

تو بانوی ترانه هامی اما

مثل شكستن من بی صدایی

تو باور می كنی اندوه ماه رو

تو می فهمی سكوت بیشه ها رو

هجوم تند رگبار تگرگی

كه می شناسی غرور شیشه ها رو

تو معصومی مثل تنهایی من

شریك غصه های شبنم و نور

تو تنهایی مثل معصومی من

رفیق قله های پاك و مغرور

ببین ، من آخرین برگ درختم

درخت زخمی از تیغ زمستون

منو راحت كن از تنهایی من

منو پاكیزه كن با غسل بارون

تو تنها حادثه ، تنها امیدی

برای قلب من ، این قلب مسموم

ردای روشن آمرزشی تو

برای این تن محكوم محكوم

نجیب و با شكوه و حیرت آور

تو خاتون تمام قصه هایی

تو بانوی ترانه هامی ، اما

مثل شكستن من بی صدایی
خوابم یا بیدارم

تو با منی با من

نزدیک تر از پیرهن

باور کنم یا نه ، هرم نفس هاتو

ایثار تن سوز

نجیب دستاتو

خوابم یا بیدارم ؟

لمس تنت خواب نیست

این روشنی از توست

بگو از آفتاب نیست

بگو که بیدارم

بگو که رؤیا نیست

بگو که بعد از این

جدایی با ما نیست

اگه این فقط یه خوابه

تا ابد بذار بخوابم

بذار آفتاب شم و

تو خواب

از تو چشم تو بتابم

بذار اون پرنده باشم

که با تن زخمی اسیره

عاشق مرگه که شاید

توی دست تو بمیره

خوابم یا بیدارم

ای اومده از خواب

آغوشتو وا کن

قلب منو دریاب

برای خواب من

ای بهترین تعبیر

با من

مدارا کن

ای عشق دامنگیر

من بی تو اندوه سرد زمستونم

پرنده ای زخمی ، اسیر بارونم

ای مثل من عاشق

همتای محبوب

بمون بمون با من

ای بهترین ، ای خوب
دانه ای می کاری از بهر ثمر

آرزویت باشد از آن یک گوهر

گر گوهر آید نصیبت در مراد

خواستت افزون شود از روزگار

گفتمت یکباره با تو این سخن

تا

گرفتارت نسازد اهرمن

گوهر ذاتت بود در اصل خویش

سیقلش می باید این گوهر ز خویش
به این دیار عرق جبین به انحصار نیست

گل لاله ونسترن به این بهار نیست

چون بنگری به جانب خویش در فراغ بهار

اشک چشم آشیانه ها روان ، و دیده خمار نیست

به این دیار غم انگیز وغبار آلود

دیده ها به در ، در انتظار یار نیست

یا رب چه کرده ام من اسیر

گناه ناکرده به جهنم و راه فرار نیست
کاش کسی بودبادقت تمام نوشته هایم را می خواند

دردهایم را ازلابه لای آنهاپیدامیکرد

آنگاه ازخانه به بهانه ای بیرون میزد سیگاری آتش میزد

به احترام قلب شکسته ام ،حتی اگر سیگاری نبود...
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.80.219.236