دیجیتال ویترین اشتراک VIP
آفلاین 458 لایک
Orkide

همه از شعرهایم حرف هایم را می خوانند به گمانشان اما تُــــ♥ـــــــو آن سه نقطه ها را بخوان... حرف های خصوصی را که نمی شود بلند بلند گفت... [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
Orkide
زن
1393-04-14
اسلام
عضو برتر
84215 امتیاز

دنبال کنندگان

860 نفر

طرفداران

458 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر

کد QR شخصی

حرف دل Orkide:
_
کسی منتظرمان نیست
کسی نگرانمان نمی شود..
هیچکس دلشوره نمی گیرد از نبودِمان..
بی جهت دل خوش کرده ایم ..
بی جهت این پا و آن پا میکنیم...
راه باز است
و کسی قصد منصرف کردنمان را ندارد..
دیگر چقدر بی توجهی لازم است
تا بُقچه ی این امیدِ بی مورد را بیندازیم
رو کولمان و برویم؟
چقدر سکوت لازم است تا راهِ باز شده را
پیشِ روی خود ببینیم ؟
ما سالیان درازیست که
بی جهت دل خوش کرده ایم
یاد باد آن روزگاران یاد باد....
دیدگاه 4 دیدگاه لایک 14
+5
نمیدونم چرا دلم تو گذشته های ایمآ مونده!
هربار که گذرم به اینجا میوفته میرم توی صفحه های قدیمی
پروفایلای قدیمی
ارسالی های قدیمی!
انگار دنبال یه رد پای آشنا میگردم !
انگار توی اون گذشته ها یه چیزی بوده و من دنبال اون میگردم !!!
هنوزم دلم پیش قدیما وقدیمیای ایما س!!
افسوس که دیگه از هیچکدومش خبری نیست
IMG_20170101_170846.jpg
یاد باد آن روزگاران یاد باد....
دیدگاه 3 دیدگاه لایک 17
+8
احتمالا واسه همه پیش اومده ،
بعضی وسیله ها وقتی خراب میشن ،
اگه بخوای درستش کنی خرابتر میشه ! اگه واست مهم باشه
باید بذاری اش یه گوشه یادگاری
اگه هم نباشه باید بندازیش دور....
بعضی دوستی ها و رابطه ها هم اینجوریه خراب که شد
دیگه درست نمیشه !
بخوای هم درستش کنی خرابترش می کنی ،
اگه خیلی واست مهمه
خاطراتش رو نگه دار اگه نه بنداز دور.....
یاد باد آن روزگاران یاد باد....
درسکوتی که دلت دست دعا باز نمود ، یاد ما باش که محتاج دعائیم هنوز

حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد.
یاد باد آن روزگاران یاد باد....
دیدگاه 4 دیدگاه لایک 26
+17
در عالم کودکی به مادرم قول دادم ،
که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم.
مادرم مرا بوسید.
و گفت : نمی توانی عزیزم !
گفتم : می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .
مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی .
نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم .
ولی خوب که فکر می کردم مادرم را دوست داشتم .
معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم !
بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم .
ولی وقتی پیش خودم گفتم ؛
کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود ، که انتخاب شد.
سالها گذشت و یکی آمد ، یکی که تمام جان من بود .
همانروز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی !
من هرچه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم ،
او با آمدنش سلطان قلب من شده بود .
من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم .
آخر من خودم مادر شده بودم ...
یاد باد آن روزگاران یاد باد....
یک روز از خواب بیدار می شوی نگاهی به تقویم می اندازی
نگاهی به ساعتت
و نگاهی به خود خودت در آینه
و می بینی هیچ چیز و هیچ کس جز خودت حیف نیست
لباسهای اتو کشیده غبارگرفته مهمانی ات را از کمد بیرون می آوری
گران ترین عطرت را از جعبه بیرون می آوری و به سر و روی خودت می پاشی
ته مانده حساب بانکی ات را می تکانی و خرج خودت می کنی
یک روز از خواب بیدار می شوی
و به کسی که دوستت دارد بدون دلهره و قاطعانه میگویی
صبح بخیر عزیزم وقت کم است لطفا مرا بیشتر دوست بدار
یک روز یکی از همین روزها وقتی از خواب بیدار می شوی متوجه می شوی
بدترین بدهکاری بدهکاری به قلب مهربان خودت هست
و هیچ چیز و هیچکس جز خودت حیف نیست !
{-35-}
یاد باد آن روزگاران یاد باد....
پیش از تو
همه را با معیارهایم می سنجیدم
بعد از تو
همه را با تو‌ می سنجم
حتی
معیارهایم را ... .
IMG-20160511-WA0000.jpg
یاد باد آن روزگاران یاد باد....
دیدگاه 2 دیدگاه لایک 27
+18
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.225.59.14