دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 350 لایک
afsoon

ﺯﻧـﺪﮔــﯽ ﺍﻧـﮕــﺎﺭ ﺗـﻤــﺎﻡ ِ ﺻـﺒــﺮﺵ ﺭﺍ ﺑـﺨـﺸـﯿـﺪﻩ ﺍﺳـﺖ ﺑـﻪ ﻣـﻦ !! ﻫـﺮﭼــﻪ ﻣـﻦ ﺻـﺒــﻮﺭﯼ ﻣﯿﮑـﻨـﻢ ﺍﻭ ﺑــﺎ ﺑـﯽ ﺻـﺒـﺮﯼ ِ ﺗـﻤــﺎﻡ ﻫـﻮﻝ ﻣﯿﺰﻧــﺪ ﺑـــﺮﺍﯼ ﺿـﺮﺑــﻪ ﺑـﻌــﺪ .... ! ﮐـﻤـﯽ ﺧـﺴـﺘــﮕـﯽ ﺩﺭ ﮐــﻦ ، ﻟـﻌـﻨـﺘـــﯽ ... ﺧـﯿــﺎﻟـﺖ ﺭﺍﺣـﺖ ....!! ﺧـﺴـﺘـﮕــ.. [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
afsoon
*****
78130 امتیاز
عضو برتر
1392-10-09
زن - مجرد
اسلام
تهران - تهران
دیپلم
****
وزن: **** - قد: ****
نمیکشم
*****
خانواده - سفر - تفریح - تماشای فیلم عاشقانه یا کمدی -

دنبال کنندگان

563 نفر

طرفداران

350 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل afsoon:
_
afsoon
afsoon
مردم شهرم همیشه عجول بوده اند
همیشه همه ی کارهایشان را با عجله انجام داده اند، چای را داغ سر کشیدند، پشت ترافیک بوق را یکسره کردند،
شب را با استرس خوابیدند و صبح را با عجله سمت کار دویدند
در پیاده رو به هم خوردند و بَد و بیراه گفتند...

برای آشنایی با جنس مخالفشان از ده سالگی آبدیده شدند، زود ازدواج کردند و زود هم پشیمان شدند،
آنقدر عجله کردند که وقتی رسیدند نفسی برایشان نمانده بود...

مردم شهرم همیشه عجول بودند،
باور کنید انتهایش چیزی نیست،
وقتی به خودتان میرسید، درون آینه فقط یک مرد، یک زن با موهای جوگندمی نگاهتان میکند،
عمر به قدر کافی تند میدود، شما آهسته راه بروید و به آرزوهایتان برسید...
امضا: محبت،امانت خداست
7 لایک:
afsoon
afsoon
[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
امضا: محبت،امانت خداست
7 لایک:
afsoon
afsoon

ﻧﯿﻢ ﻋﻤﺮﺕ ﺩﺭ ‏ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ‏ ﺭَﻭَﺩ
ﻧﯿﻢِ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ‏ ﺭَﻭَﺩ
ﺗﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﻭ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ ﺑﮕﻮ
‏ﺣﺎﻝ ﻭ ﯾﺎﺭ ﻭ ﮐﺎﺭ‏ ﻧﯿﮑﻮﺗﺮ ﺑﺠﻮ

" ﻣﻮﻻﻧﺎ "


[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
امضا: محبت،امانت خداست
7 لایک:
afsoon
afsoon
گاهی پروانه ها هم
اشتباهی عاشق
می شوند!!!
به جای شمع،
گردچراغهای
بی احساس
خیابانها می میرند...



[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
امضا: محبت،امانت خداست
9 لایک:
afsoon
afsoon
گاهی نعمتی که تو بی ارزش میخوانیش
برای دیگران کارگشاست...

درهرحال شکرگزارنعمات خداباشیم


[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
امضا: محبت،امانت خداست
9 لایک:
afsoon
afsoon

بعضی روزها بیدار که میشی، حالت خیلی خوبه.
آفتاب باهات حرف میزنه. باد بغلت میکنه.
موهات از هر روز دیگه ای بهتر حالت میگیره.
چشمات تو آینه براق تره.
قلبت آرومِ آروم میزنه...
یه همچین روزایی آدم نباید بره سر کار.
مگه هر آدمی چند
بار در سال با این حس بیدار میشه که چقدر همه چیز خوبه.
که چقدر تلخی ها و تاریکی ها و ترس ها دورند.
باید بمونی و این حس رو بگیری، بندازی توی تنگ بلور و
تمام روز نگاهش کنی و ازش لذت ببری.
کار میتونه برای یک روز منتظر بمونه. اما حس مثل یک
پروانه بازیگوشه. باید در لحظه ای که نشسته روی
صورتت، چشماتو ببندی و از بودنش لذت ببری. مگه یک
پروانه چند بار در سال ممکنه رو صورت آدم بشینه...


[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
امضا: محبت،امانت خداست
8 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 23.20.15.141