دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 315 لایک
مهران


اطلاعات

سایر اطلاعات
مهران
مهران
87122 امتیاز
عضو برتر
1362/02/01
مرد - مجرد
اسلام
تهران - -شمال
کارشناسی
وزن: 78 - قد: 183
رفته ام
نمیکشم

دنبال کنندگان

358 نفر

طرفداران

315 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل مهران:
_
مهران
مهران
مراقبای محترم! اونایی که آخر امتحان با لبخند بهتون خسته نباشید میگن، همونایی‌اند که بیشتر از همه تقلب کردن و شما ندیدید.
امضا: مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
3 لایک:
مهران
مهران
تکیه بده اما به شانه هایی که اگر خوابت برد سرت را زمین نگذارد
امضا: مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
مهران
مهران
دوسـت دارم یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـوم
در ڪنــار خیـابــانی بـایستـــم . . .
تـــو مـرا بـی آنڪــﮧ بـشنــاسی ، از ازدحـام تــلخ خـیـــابـان عبــور دهــے . . .
هفتـــاد ســال پیـــر شـدن یــک شبـــﮧ
بـه حـس گـــــرمــی دسـتـ های تـــو
هنــگامـی کـه مرا عبــور میـدهـی بــی آنـڪـﮧ بـشنــاســی،
مــے ارزد...!
امضا: مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
مهران
مهران
ســـــــــــــــــاکتــــ ـــــــ کــه می مانـــی...
میگذارند به حســـابــــــــــــ جوابــــــــــ نداشتنتـــــــــــــ !
عـــــــــــــــــــمراً بفهمند داری جـــان میکنی
تا حرمــــــــــــــــــــــ ــــــــــتهـا را نگه داري
امضا: مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
مهران
مهران
هرچی ازش میپرسیدی در جوابت میگفت : آره ...
میگفتم : منو میشناسی؟ میگفت : آره ...
میگفتم : اینجا خوبه برات ، راحتی ؟ میگفت : آره ....
میگفتم : خوشحالی که اینجایی ؟ میگفت : آره ...
میگفتم : می خوای بریم بیرون یه دوری بزنیم ، دلت واشه ....
اونوقت ، جیغ میکشه و داد و فریاد می کنه که نه! نه! نه!

بعداً دلیلش رو پرستار آسایشگاه میگه که :
آخه ، با همین بهونه آوردنش ، سرای سالمندان.....
امضا: مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
مهران
مهران

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿـــﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ
ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤـ ــﯿﺪ ، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ
ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ...

ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒــــ ـــﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ...
ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ
ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ ...

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ
ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨــــــﺪ ...

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑــﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻕِ
ﺧﻮﺏ و بد ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ...

ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ....
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ..
ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ....



گاهی یک نفر
با نفس هاش
با نگاهش
با کلامش
با وجودش
با بودنش ..
بهشتی میسازه از این دنیا برات
که دیگه بدون اون، بهشت واقعی رو هم نمیخوای....
امضا: مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
مهران
مهران
از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،
به مامانم میگم مامان جون شامم رو میدی بخورم.
گفت واسه تو شام درست نکردم!!!؟؟
گفتم یعنی چی؟
گفت: برو شامت رو دانلود کن با بچه های گروه دور همی بخورید..!
بابام گفت لایک.
داداشم گفت مامان با اجازه copy.
میگم مامان اخه گشنمه!
گفت:همین که هست دوس نداری لفت بده ‌، از همون روز اولم اگه منو بابات میدونستیم اددت نمیکردیم
امضا: مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
7 لایک:
صفحات: 3 4 5 6 7 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.82.57.154