دیجیتال ویترین اشتراک VIP
آفلاین 349 لایک
مهران


اطلاعات

سایر اطلاعات
مهران
مرد - مجرد
1362-02-01
وزن: 78 - قد: 183
تهران - -شمال
اسلام
کارشناسی
رفته ام
نمیکشم
کاربر طلايي
116956 امتیاز

دنبال کنندگان

398 نفر

طرفداران

349 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر کاربر طلايي

کد QR شخصی

حرف دل مهران:
_
پدر به دختر :
دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی ؟؟
دختر : دارم ماهو میبینم بابایی !
پدر : پس بی زحمت به ماهت بگو ماشینشو خاموش کنه ، صداش نمیذاره بخوابیم
مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
تجسم کنید !!
تو یه روز سرد
پیجامه های گرمت رو می پوشی و میپری تو تختت،
بالش رو درست می كنی، پتو رو می كشی رو خودت، خودت رو این اونور می كنی، یكمم خودت رو می كشی، حسابی که گرم شدی چشاتو میبندی که بخوابی....
یه دفعه می بینی چراغ اتاق رو یادت رفته خاموش كنی!
مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
دیدگاه 3 دیدگاه لایک 8
مورد داشتیم دختره تو ﯾﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯿﺮﻓﺘه ﯾﻬﻮ
یه نفر چاقو گذاشته زیر گلوش گفته موبایلتو بده
دختره هم گفته : 0935229…
ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﯾﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻓته
مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
دختره نوشته: دلم خیلی گرفته..!!! بعد پسره اومده براش نوشته: چرا عزیزم؟؟؟ تو به این خوشگلی , هیکلت به این خوبی ... چرا دلت باید گرفته باشه آخـــه؟؟؟؟!!!! من هرچقد فک کردم دچار چالش فلسفی شدم اما آخرش نفهمیدم اینا الان چه ربطی داشت؟!
مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
سوسک بهانه بود ، دلش بغل می خواست . . .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ما هم که تو باغ نبودیم ، زودتر از اون فرار کردیم
مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
پسره پست فرستاده امروز تولدمه بچه هاااااااااااااااااااااااااااااااا

دختره لایک کرده پاش کامنت گذاشته ...

مبارکه عزیزم ایشالا 091965329030 ساله شی
مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
دیدگاه 3 دیدگاه لایک 9
حکیم را گفتند : علم بهتر است یا ثروت ؟!
حکیم بی درنگ شمشیر از میان بیرون آورد و مانند جومونگ مرید بخت برگشته را به سه پاره ی نامساوی تقسیم نمود و گفت :
سالهاست که هیچ خری بین دو راهی علم و ثروت گیر نمیکند !!!
مریدان در حالی که انگشت به دندان گرفته و لرزشی وجودشان را فرا گرفت
گفتند ای حکیم ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم .
حکیم گفت :در عنفوان جوانی مرا دوستی بود که با هم به مکتب می رفتیم ،
دوستم ترک تحصیل کرد من معلم مکتب شدم...
حالا او پورشه دارد ، من پوشه...
او اوراق مشارکت دارد، و من اوراق امتحانی...
او عینک آفتابی من عینک ته استکانی...
او بیمه زندگانی ، من بیمه خدمات درمانی ...
او سکه و ارز ، من سکته و قرض . . .
سخن حکیم چون بدین جا رسید مریدان نعره ای جانسوز برداشته
و راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتندی!
مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.82.93.116