دیجیتال ویترین
اشتراک VIP

توضیحات گروه

-گر بدانی حال من؛
گریان شوی بی‌اختیار...
ای که منع گریه بی‌اختیارم می‌کنی!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌‎‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎

کاربران گروه

10 نفر

طرفداران

6 نفر

آخرین بازديدکنندگان گروه

مدیران گروه

1 نفر

فروشگاه شارژ ایما

دِلْ نِویس....

گروه عمومی · 10 کاربر · 113 پست · شناسه گروه: 4020 · دسته بندی: گوناگون

شعار دِلْ نِویس.... :
_

مطالب ارسال شده در گروه دِلْ نِویس....

onlyholy
onlyholy
از گلایه هایعـ دنیآعـ
سهمعـ ماعـ
فقط سکوتـ بود....

[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
امضا: حالم خوب است ، اما...! دلم تنگِ روزهایی شده،که میتوانستم از تهِ دل بخندم...❤
8 لایک:
onlyholy
onlyholy
آخرین حیرت زمانی ست
که پی میبری دیگر چیزی تو را به حیرت وا نمیدارد...

#ریچارد_براتیگان
امضا: حالم خوب است ، اما...! دلم تنگِ روزهایی شده،که میتوانستم از تهِ دل بخندم...❤
7 لایک:
onlyholy
onlyholy
ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ...
ﻭ ﺯﻥ ﻫﺎ...
ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ

#ﻭیسلاوﺍ_ﺷﯿﻤﺒﻮﺭﺳﮑا
امضا: حالم خوب است ، اما...! دلم تنگِ روزهایی شده،که میتوانستم از تهِ دل بخندم...❤
6 لایک:
onlyholy
onlyholy
بیکار که بودیم ،
حَرف که واسه گُفتن نداشتیم
کتاب شِعرمو باز میکردم و
واسَش شهریار میخوندم ،
شهریار میفرستادم ..
از چه بیت هایی که باهم‌ گُذر نکردیم ..
بهم‌ میگفتی : چرا فقط شَهریار ؟!
چرا مثل بقیه حافظ نمیخونی ،
چرا سَعدی نه ؟!
بهم میگفتی :
این که یه مَعشوقه ی نامَردی وِل کرده رفته و
این هَمه شعر به جا مونده که دیگه
بارها خوندن نَداره ..
اصلا مُنکر زندگی شَهریار میشُدی و
میگُفتی :
مگه‌ میشه آدم ،
یکی که این همه واسَش شعر گفته و
دوسش داشته رو ول کنه بِره ..

الان که به اون‌موقع ها فِکر میکنم ،
میبنم‌ آره میشه ،
مگه خودت وِل نکردی و رفتی ؟!
این هَمه شعر که‌ همشون مُخاطبش تویی ،
تو چرا رفتی خُب ؟!
بیا جَواب سوالاتو بدم
بیا بهِت بگم‌ که
الان میفهمم‌ چرا مَن با بقیه فرق داشتم ،
اونا حافظ میخوندَن و "غَم مخور"
که غَم‌ نخورن ،
من شَهریار میخوندم‌ چون انگار میدونستم
قراره شَبیه اش باشم ..
حالا میفهمم که
"وَفا به قیمتِ جان هم نمیشَود پیدا" ..
حالا میفهمَم‌ که
هَمیشه یکی میمونه
یکی میره ؛
هَمیشه سر عاشق تَره کلاه میره ..
هَمیشه همینه ..

#alone_down
امضا: حالم خوب است ، اما...! دلم تنگِ روزهایی شده،که میتوانستم از تهِ دل بخندم...❤
دیدگاه غیرفعال · 1396/06/31 - 22:43 در گروه دِلْ نِویس.... · شناسه: 10791118 · گزارش تخلف
9 لایک:
onlyholy
onlyholy
داستان از این قرار است
وقتی کسی سعی می کند خودش را از ما دور کند ما می دویم به دنبالش...
قطعا کسی که پا به فرار گذاشته قدرت دو چندانی پیدا کرده در دویدن٬
قطعا دنبال کردن آدمی که از ما گریخته عصبیتی به همراه دارد که دویدن را سخت می کند پس دست به بازی دیگری میزنیم...
با مظلوم نماییِ سازمان یافته٬ آدم رفته را از نیمه راه برمیگردانیم...
آدمی که نصفش رفته و نصف دیگرش به ترحم و عذاب وجدان مانده یکجور سردی و دلزدگی دارد
که با خروار خروار محبت های دو چندان شده ما گرم که هیچ حتی وِلَرم هم نمیشود...
از این به بعدِ رابطه میشود کولی دادن و کولی گرفتن...
آدم یکبار رفته چند بار دیگر هم میرود
با هر بار رفتنش کفه وادادن هایمان را سنگین تر می کنیم و برش میگردانیم...
یک روز دیگر نه جای خالی برای این کفه می ماند، نه توانی بر شانه هایمان و نه شأن و آرامش و قدرتی که جذب کند طرف مقابل را...
آدمی که ماه ها پیش روحاً رفته امروز به تمامی میرود...
گاهی ما با دیر رها کردن از خودمان و دیگری یک هیولا میسازیم با قدرت ویرانگریِ نا محدود

#alone_down
امضا: حالم خوب است ، اما...! دلم تنگِ روزهایی شده،که میتوانستم از تهِ دل بخندم...❤
7 لایک:
onlyholy
onlyholy
این خود شمایید که اجازه یِ خیانت می دهید....
شمایید که به اسمِ علاقه
هزاران بار از گناه و خطا و اشتباهش می گذرید
که بارها و بارها فرصتِ جبـران می دهید وقتی می دانید جز تکرارِ هزار باره یِ گناهش چیـزی عایدِ رابطه اتان نمی شود....
نه نه اشتباه نکنیـد
نمیگـویم آدم ها را با یک اشتباه دور بیاندازید
نـه
امـا کمی دیرتـر ببخشید، کمی دیـرتر آغوشِ گذشت به رویش باز کنیـد تا بفهمد هر اشتباهی تاوانی دارد و هر خطایی، مجازاتی....
خیلی هم آسان که ببخشید و بگذرید
می بینید یک روز هزار بار رفته و دور هایش را زده
کیف و حالش را برده و خوش گذرانده و برای بارِ هزار و یکم به آغوشِ همیشه بازُ بخشنده یِ شما بازگشته است....
آنوقت شما می مانید و آدمی که نمیدانید مالِ شماست
یا کنار دستی اتان.....
مقصـر همیشه
خودِ شمـایید که به کسی که شما را خورد و خاکشیر کرده و احساستان را لگد
هزاران بار فرصت اشتبـاه کردن داده اید....!

#alone_down
امضا: حالم خوب است ، اما...! دلم تنگِ روزهایی شده،که میتوانستم از تهِ دل بخندم...❤
5 لایک:
onlyholy
onlyholy
یه وقتایی هم هست که بعدِ چند ساعت
متوجه ِ ناخن شکسته شده ، خراش کوچیک پشت دستت و یا جای کبودی ِ یه ضربه روی بدنت می شی ...
جالب اینجاست که تا قبل از دیدنشون درد و حس نمی کردی و حتی یادت نمیاد که این زخم ها بخاطر چی بوده !
اما حالا حسش می کنی
بهش نگاه می کنی و با یه فلش بک می تونی حدس بزنی که واسه چی بوده ...
این حکایت خیلی از رابطه هاست .
وقتی که بعد از مدت ها از اون ادم فاصله می گیریم
تازه چشممون به زخم ها و بریدگی های روحمون می افته!
تازه دردش رو حس می کنیم و
می تونیم اندوه هایی رو که با بودن های غلط به خودمون تحمیل کردیم رو به یاد بیاریم!
کاش زودتر ببینیمشون!
کاش زودتر حسشون کنیم...
تا تبدیل به یه غده ی سرطانی بدون درد نشن و بی صدا درونمون رشد نکنن.
گاهی وقت ها
درد! بهترین نعمته.

#alone_down
امضا: حالم خوب است ، اما...! دلم تنگِ روزهایی شده،که میتوانستم از تهِ دل بخندم...❤
دیدگاه غیرفعال · 1396/06/31 - 16:55 در گروه دِلْ نِویس.... · شناسه: 10790965 · گزارش تخلف
3 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.162.164.86