دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 120 لایک
hamid

مجازیه و مجازاش.. مراقبت میخاد [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
hamid
حمید
24169 امتیاز
حرفه اي
1394-01-18
مرد
- کاشمر
طبیعت. شعر. نقاشی. موسیقی... انسان

دنبال کنندگان

113 نفر

طرفداران

120 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل hamid:
_
hamid
hamid
آن خواب
قصه ی شیرینی داشت.
قصه ای بی کلاغ و
یکی بود و نبودهای تکراری.
خواب چشمانت را میگویم!
هم تو بودی
هم من
با چشم هایی
که هنوز به خانه شان نرسیده اند...

#حمید
امضا: من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
hamid
hamid

شنبه روز بدی بود، روز بی حوصلگی
وقت خوبی که می شد غزل تازه بگی

صبح یکشنبه ی من ، جدول نیمه تموم
همه خونه هاش سیاه، روی خونه جغد شوم

صفحه ی کهنه ی یادداشت های من
گفت دوشنبه روز میلاد منه،
اما شعر تو میگه که چشم من تو نخ ابره که بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه ، آخ اگه بارون بزنه



غروب سه شنبه خاکستری بود
همه انگار نوک کوه رفته بودن
به خودم هی زدم از اینجا برو
اما موش خورده شناسنامه ی من.


عصر چهارشنبه ی من، عصر خوشبختی ما
فصل گندیدن من ، فصل جون سختی ما
روز پنجشنبه اومد
مثل سقاهک پیر ، رو نوکش یه چیکه آب
گفت به من بگیر بگیر

جمعه حرف تازه ای برام نداشت
هر چی بود پیش تر از اینها گفته بود


شعر: هفته خاکستری
شاعر : شهیار قنبری
خواننده: زنده یاد فرهادمهراد
امضا: من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
hamid
hamid
“در روزهای آخر اسفند
در نيم‌روز روشن اسفند
وقتی بنفشه ها را از سايه های سرد
در اطلس شميم بهاران
با پیوند و ريشه وخاک
در جعبه‌های کوچک و چوبی
به گوشه‌ی خيابان می‌آورند.
جوی هزار زمزمه ی درد انتظار
در من می‌خروشد و بر گونه ها روان..
ای کاش
ای کاش، آدمی وطنش را
هم چون بنفشه‌ها
يک روز می‌توانست
هم‌راه خويشتن ببرد به هر کجا که خواست..
ای کاش .آدمی. وطنش را هم
چون بنفشه ها
میشد با خود ببرد به هر کجا که خواست .
_
در روشنای باران
در آفتاب پاک..
در نیمروز روشن..
در روز های آخر اسفند!”


― محمدرضا شفیعی کدکنی_
.فرهاد مهراد.
امضا: من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
9 لایک:
hamid
hamid
در جامعه ای که همه جاش صحبت از اخلاق و اخلاق گرایی باشه..
اون اجتماع بی اخلاق ترین انسان هایند.
امضا: من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
8 لایک:
hamid
hamid
یه روز یه چاه کن چاهی میکنه و میمونه خاکاشو چیکار کنه..
بهش میگن خب یه چاه دیگه بکن و این خاکارو بریز تو اون!! نمیدونم این کارو میکنه یانه..
اما روزگاره ما یا حداقل من، اینروزا جریانش اینطوره. چاه میکنم. و به اجبار یه چاه دیگه برا خاکاش.. و باز یه چاه دیگه..
امضا: من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
8 لایک:
hamid
hamid
برای ...
تحمل عربت میان این همه غریب!
اعتراف عاجزانه ی اینهمه تنهاییست.

دست ها به سویی و
دل سوی دیگر!
که اجبار مکدر میکند
خیال تورا، به اکراه فراموشی ات..
امضا: من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
9 لایک:
hamid
hamid
دریا تسلیم طوفان شد!
و ما تسلیم دریا..
وقتی از دور به نظاره اش مینشینیم!
امضا: من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
7 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.198.77.35