دیجیتال ویترین اشتراک VIP
آفلاین 126 لایک
hamid

مجازیه و مجازاش.. مراقبت میخاد [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
hamid
مرد
1394-01-18
کاشمر
طبیعت. شعر. نقاشی. موسیقی... انسان
عضو ويژه
28435 امتیاز

دنبال کنندگان

119 نفر

طرفداران

126 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه

کد QR شخصی

حرف دل hamid:
_
زن و مرد به یکدیگر که علاقه‌مند میشوند ،
اِشغال‌گری هم شروع می‌شود !

همه‌اش در پی تصرف هم‌اند
و به آزادی هم لطمه می‌زنند ...

مالکیت شروع میشود و آرام آرام ،
خصوصیات یک مالک را پیدا می‌کنند ...!


..فریبا وفی..
من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
دیدگاه 2 دیدگاه لایک 10
+1
ALI1012 @

سلاامم خوش اومدی رفیق.{-35-}
من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
دیدگاه 5 دیدگاه لایک 10
+1

ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ : ﺧﺐ … ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﻮﺩ؟

ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ : ﻃﺒﻖ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺍﻓﺘﻀﺎﺡ

ﮐﻼﻩ ﻗﺮﻣﺰﯼ : ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺪﯾﺮ ﺩﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﺎﺭﻭ ﺳﺮ ﺻﻒ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ

ﺯﯾﺮ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺷﻮﻧﺼﺪ ﺩﺭﺟﻪ ﻭﺍﺳﻤﻮﻥ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﮐﺮﺩ

ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ : ﺧﺐ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ؟

ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ: ﭼﺮﺕ ﻭ ﭘﺮﺕ ! ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺷﻤﺎﺭﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ

ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ : ﺧﺐ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﯾﮕﻪ،ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﻦ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﯿﻦ …

ﮐﻼﻩ ﻗﺮﻣﺰﯼ : ﺍﺗﻔﺎﻗﺎٌ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﻤﯿﺎﺭﻩ

ﻣﺠﺮﯼ : ﺧﺐ ﺷﻤﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ ﻭ ﯾﻪ ﻣﺪﺭﮎ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﺧﻮﺏ ﺑﮕﯿﺮﯾﻦ ﺍﺭﺯﺷﺘﻮﻥ ﭘﯿﺶ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ

ﻣﯿﺸﻪ ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ: ﺁﺧﻪ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﺭﺯﺵ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺪﺭﮎ ﺗﺤﺼﯿﻠﯿﺸﻮﻥ ﻧﯿﺲ

ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ: ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻣﺪﺭﮎ ﻻﺯﻣﻪ

ﮐﻼﻩ ﻗﺮﻣﺰﯼ: ﺟﺎﻟﺒﻪ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻭﺍﺱ ﻣﺪﺭﮎ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ
من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
دیدگاه 2 دیدگاه لایک 10
+1
تلخی همیشه، بدور از واژه های خوب زمان پوست میاندازد..

.........
من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
همیشه لازمه یه حرفایی گفته بشه...
همیشه لازمه آدم حرفشو نذاره تو درونش و بگه.
آخه زندان که نیست دنیا.. و درون آدمم انباری نیست. که حرفا توش بمونه و بدتر بگندن..
برای شناخت، برای خالی شدن، برای رفتن به مرحله ی بعدم که شده حرفاتونو بزنید..
نگید نگفتند..!
من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
دیدگاه 2 دیدگاه لایک 8
حس آدمهایی که به ما اعتماد می کنند شبیه پرنده ای زیباست که روزی تصمیم می گیرد ما را امتحان کند .
او قمار می کند و بر شانه مان می نشیند .
او به دستان ما پناه می آورد تا ببیند آیا متعلق به ما هست یا نه !
در گیر و دار این امتحان کردن ممکن است نابود شود ، چون زندگی اش در دستان ماست !
پرنده ای که ریسک می کند و به اجازه می دهد زندگی اش را در دست بگیریم .

آدمها اعتماد می کنند چون احتمالا ما را دوست دارند . اعتماد کردن کار سختی ست و سخت تر از همه داشتن جان پرنده ای در دست است .
مواظب پرنده هایی که ما را انتخاب کرده اند باشیم ، قمار کرده اند .
من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
دیدگاه 3 دیدگاه لایک 5
درختِ معجزه نیستم
تنها یکی درختم
نوجی در آبکندی ،
و جز اینم هنری نیست
که آشیانِ تو باشم ،
تختت و
تابوتت .


..احمد شاملو,..
من بدنباله ی آنی که بودم مشکوکم.... من میشوم پس هستم.
صفحات: 2 3 4 5 6 آخرین صفحه
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.198.142.121