دیجیتال ویترین
کانال ایماگرام
آفلاین 410 لایک
حسن اساسی

درونگرا وبه مسائل مذهبی واشعار عرفای فارسی علاقه زیادی دارم [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
حسن اساسی
اساسی
136564 امتیاز
کاربر طلايي
1336-04-15
مرد
- تهران
مشاور تحصیلی
وزن: 85 - قد: 160
nokia
پژو405
ادبیات عرب وعرفان وزبان فارسی وروانشناسی ومسائل روز جامعه

دنبال کنندگان

733 نفر

طرفداران

410 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر کاربر طلايي

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل حسن اساسی:
_
حسن اساسی
حسن اساسی
یكی از دستورالعمل‌های مهم تربیتی شیخ رجبعلی خیاط برنامه‌ریزی منظم برای خلوت با خداوند متعال و دعا و مناجات است كه با جمله گدایی در خانه خدا از آن تعبیر می‌كرد، و تأكید وتوصیه می‌فرمود كه:

شبی یك ساعت دعا بخوانید، اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوت با خدا را ترك نكنید.

و می‌فرمود:

در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را كه از خدا بخواهی از گدایی سحرها می‌توان حاصل نمود، از گدایی سحرها كوتاهی نكنید كه هرچه هست در آن است. عاشق خواب ندارد و جز وصال محبوب چیزی نمی‌خواهد. وقت ملاقات و رسیدن به وصال هنگام سحر است.

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
1 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
دعای کمیل و زیارت جامعه

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای جمعه تأکید داشتند. »
حضور قلب

حجت الاسلام آقای دکتر مرتضی تهرانی می فرمایند: « آیت الله قاضی در پاسخ شخصی که از ایشان تقاضای سفارش کرد، فرمودند:
قلم و کاغذ از جیبت درآور و بنویس:
سررشته دولت ای برادر به کف آر *** وین عمر گرانمایه به خسران مسپار
یعنی همه جا با همه کس در همه جا *** می دار نهفته چشم دل جانب یار »
4 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید


عاقل از کار بزرگی طلبید

تکیه بر بیهده گفتار نداشت

آب نوشید چو نوشابه نیافت

درم آورد چو دینار نداشت

بار تقدیر به آسانی برد

غم سنگینی این بار نداشت

با گرانسنگی و پاکی خو کرد

همنشینان سبکسار نداشت

دانه جز دانهٔ پرهیز نکشت

توشهٔ آز در انبار نداشت

اندرین محکمهٔ پر شر و شور

با کسی دعوی پیکار نداشت

آنکه با خوشه قناعت میکرد

چه غم ار خرمن و خروار نداشت

کار جان را به تن سفله مده

زانکه یک کار سزاوار نداشت

جان پرستاری تن کرد همی

چو خود افتاد، پرستار نداشت

چه عجب ملک دل ار ویران شد

همه دیدیم که معمار نداشت

زهد و امساک تن از توبه نبود

کم از آن خورد که بسیار نداشت

کار خود را همه با دست تو کرد

نفس جز دست تو افزار نداشت
2 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
ترجمه قسمتی از مرثیه سعدی در رثای بغداد(1)

ترجمه از استاد موسی اسوار

حَبَستُ بِجَفْنَىَّ المَدامِعَ لا تَجرِي

فَلَمّا طَغَى الماءُ استَطالَ عَلَى‏ السِّكْرِ

نَسيمُ صَبا بَغدادَ بَعدَ خَرابِها

تَمَنَّيتُ لَو كانَت تَمُرُّ عَلَى قَبرِي

تُسائلُنى عَمَّا جَرَي يَومَ حَصرِهِم

وَ ذلِكَ مِمَّا لَيسَ يَدخُلُ فِى‏ الحَصرِ

أُديرَتُ كُؤُوسُ ‏المَوتِ حَتَّى كَأَنَّهُ

رُؤوسُ الأُسارَي تَرجَحِنَّ مِن ‏السُّكرِ

بَكَت جُدُرُ المُستَنصِريَّةِ نُدبَهً

عَلَى ‏العُلَماءِ الرّاسخينَ ذَوي ‏الحِجرِ

نَوائبُ دَهرٍ لَيتَنى مِتُّ قَبلَها

وَلَم أَرَ عُدوانَ السَّفيهِ عَلَى‏ الحَبرِ

فَأَينَ بَنوالعبّاسِ مُفتَخَرُ الوَرَي

ذَوُو الخُلُقِ اَلمرضىِّ وَالغُرَرِ اَلزُّهْرِ

ترجمه
----------

ـ اشك‌ها را در چشمان از جاري شدن بازداشتم، اما چون آب طغيان كند از آب‌بند درگذرد.

ـ آرزو داشتم كه پس از ويراني بغداد، نسيم صباي آن بر گور من مي‌گذشت.

ـ از من از آنچه در روز حصار ايشان گذشته است، مي‌پرسي. آن [ماجرا] چيزي است كه در وصف نگنجد.
1 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
شعر اندوه تنهایی از فروغ فرخزاد
=====

پشت شیشه برف می بارد

پشت شیشه برف می بارد

در سکوت سینه ام دستی

دانه اندوه می کارد

مو سپید آخر شدی ای برف

تا سرانجامم چنین دیدی

در دلم بارید … ای افسوس

بر سر گورم نباریدی

چون نهالی سست می لرزد

روحم از سرمای تنهائی

می خزد در ظلمت قلبم

وحشت دنیای تنهائی

دیگرم گرمی نمی بخشی

عشق، ای خورشید یخ بسته

سینه ام صحرای نومیدیست

خسته ام، از عشق هم خسته

غنچه شوق تو هم خشکید

شعر، ای شیطان افسونکار

عاقبت زین خواب دردآلود

جان من بیدار شد، بیدار

بعد از او بر هر چه رو کردم

دیدم افسون سرابی بود

آنچه می گشتم به دنبالش

وای بر من، نقش خوابی بود

ای خدا … بر روی من بگشای

لحظه ای درهای دوزخ را

تا به کی در دل نهان سازم

حسرت گرمای دوزخ را؟

دیدم ای بس آفتابی را

کاو پیاپی در غروب افسرد

آفتاب بی غروب من!

ای دیغا، درجنوب! افسرد

بعد از او دیگر چه می جویم؟

بعد از او دیگر چه می پایم؟

اشک سردی تا بیفشانم

گور گرمی تا بیاسایم

پشت شیشه برف می بارد

پشت شیشه برف می بارد
3 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری

خوش خوش کشانم می‌بری آخر نگویی تا کجا

هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی

خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

عالم چو کوه طور دان ما همچو موسی طالبان

هر دم تجلی می‌رسد برمی‌شکافد کوه را

یک پاره اخضر می‌شود یک پاره عبهر می‌شود

یک پاره گوهر می‌شود یک پاره لعل و کهربا

ای طالب دیدار او بنگر در این کهسار او

ای که چه باد خورده‌ای ما مست گشتیم از صدا

ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده‌ای

گر برده‌ایم انگور تو تو برده‌ای انبان ما
1 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
امام على عليه السلام :
================
اذان مغرب به افق تهران

اَلنَّظيفُ مِنَ الثِّيابِ يُذهِبُ الهَمَّ وَالحُزنَ وَهُوَ طَهورٌ لِلصَّلاةِ؛

لباس پاكيزه غم و اندوه را برطرف مى كند و باعث پاكيزگى نماز است.


-----------------------------------
كافى، ج 6، ص 444، ح 14
2 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.211.180.70