دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 427 لایک
حسن اساسی

درونگرا وبه مسائل مذهبی واشعار عرفای فارسی علاقه زیادی دارم [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
حسن اساسی
اساسی
158893 امتیاز
عضو ارشد
1336-04-15
مرد
- تهران
مشاور تحصیلی
وزن: 85 - قد: 160
nokia
پژو405
ادبیات عرب وعرفان وزبان فارسی وروانشناسی ومسائل روز جامعه

دنبال کنندگان

748 نفر

طرفداران

427 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر کاربر طلايي عضو ارشد

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل حسن اساسی:
_
حسن اساسی
حسن اساسی
روزتان بخير وآرامش

قلبتان سرشار از اميد

وقكرتان زلال وبي آلايش
6 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است
که پشت پرده ي عالم هزار زیر و بم است

زيان اگر همه ي سود آدم از هستي ست
جدال خلق چرا بر سر زياد و كم است

اگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی
که آنچه کاخ تو را خاک میکند ستم است

خبر نداشتن از حال من بهانه ي توست
بهانه ي همه ظالمان شبیه هم است

کسی بدون تو باور نکرده است مرا
که با تو نسبت من چون دروغ با قسم است

تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست
وگرنه فاصله ي ما هنوز یک قدم است


فاضل نظری
9 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
عطار » دیوان اشعار » غزلیات


ای عجب دردی است دل را بس عجب

مانده در اندیشهٔ آن روز و شب

اوفتاده در رهی بی پای و سر

همچو مرغی نیم بسمل زین سبب

چند باشم آخر اندر راه عشق

در میان خاک و خون در تاب و تب

پرده برگیرند از پیشان کار

هر که دارند از نسیم او نسب

ای دل شوریده عهدی کرده‌ای

تازه گردان چند داری در تعب

برگشادی بر دلم اسرار عشق

گر نبودی در میان ترک ادب

پر سخن دارم دلی لیکن چه سود

چون زبانم کارگر نی ای عجب

آشکارایی و پنهانی نگر

دوست با ما، ما فتاده در طلب

زین عجب تر کار نبود در جهان

بر لب دریا بمانده خشک لب

اینت کاری مشکل و راهی دراز

اینت رنجی سخت و دردی بوالعجب

دایم ای عطار با اندوه ساز

تا ز حضرت امرت آید کالطرب
حسن اساسی
حسن اساسی
عطار » دیوان اشعار » غزلیات


در دلم بنشسته‌ای بیرون میا

نی برون آی از دلم در خون میا

چون ز دل بیرون نمی‌آیی دمی

هر زمان در دیده دیگرگون میا

چون کست یک ذره هرگز پی نبرد

تو به یک یک ذره بوقلمون میا

غصه‌ای باشد که چون تو گوهری

آید از دریا برون بیرون میا

سرنگون غواص خود پیش آیدت

تو ز فقر بحر در هامون میا

گر پدید آیی دو عالم گم شود

بیش از این ای لولو مکنون میا

نی برون آی و دو عالم محو کن

گو برون از تو کسی اکنون، میا

چون تو پیدا می‌شوی گم می‌شوم

لطف کن وز وسع من افزون میا

چون به یک مویت ندارم دست رس

دست بر نه برتر از گردون میا

چون ز هشیاری به جان آمد دلم

بی‌شرابی پیش این مجنون میا

بدرهٔ موزون شعرت ای فرید

بستهٔ این بدرهٔ موزون میا
7 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
سفر الی الله سفری به عالم معنا و ماورای مادّه است. منازل این سفر و همۀ آنچه سالک این سفر در این منازل می‌بیند و می‌چشد اموری مجرد است و در مورد مجرد گفته‌اند: رو مجرد شود مجرد را ببین دیدن هر چیز را شرط است این


منازل و حالات سلوکی نه قابل عکس‌برداری است و نه قابل فیلم‌برداری. فقط قابل حکایت‌گری است، آن هم حکایتی ناقص و نارسا و فقط توسط کسانی که خود این راه را رفته و مزۀ آن را چشیده‌اند که «حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی»[۱]. اما چرا حکایت‌گری سالکان و عارفان از مشهوداتشان نارساست؟ زیرا مطالب عرفا مطالبی است که گویا از زبان دیگر ترجمه شده است. عارف می‌خواهد آنچه را با دیدۀ دل و با تمام وجود خود شهود کرده است، با زبان عقل توضیح دهد. او می‌خواهد کشف را با زبان عقل، علم حضوری را با زبان علم حصولی، شهود درونی را با شعور ذهنی حکایت کند و روشن است که این جامه بر آن قامت رسا نیست. اَلا إنَّ ثَوباً خیطَ من نَسجِ تِسعَۀ و عشرینَ حرفاً عن مَعالیه قاصِر [۲]


«لباسی که با ۲۹ حرف الفبا دوخته شده باشد بر بلندای قامت او کوتاه است».
7 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول


غیب را ابری و آبی دیگرست

آسمان و آفتابی دیگرست

ناید آن الا که بر خاصان پدید

باقیان فی لبس من خلق جدید

هست باران از پی پروردگی

هست باران از پی پژمردگی

نفع باران بهاران بوالعجب

باغ را باران پاییزی چو تب

آن بهاری نازپروردش کند

وین خزانی ناخوش و زردش کند

همچنین سرما و باد و آفتاب

بر تفاوت دان و سررشته بیاب

همچنین در غیب انواعست این

در زیان و سود و در ربح و غبین

این دم ابدال باشد زان بهار

در دل و جان روید از وی سبزه‌زار

فعل باران بهاری با درخت

آید از انفاسشان در نیکبخت

گر درخت خشک باشد در مکان

عیب آن از باد جان‌افزا مدان

باد کار خویش کرد و بر وزید

آنک جانی داشت بر جانش گزید
7 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
گاهی آثار طبیعی نامطلوب و زیانهای ناشی از نوع رفتار در همین زندگی دنیا مورد توجه قرار گرفته و دعوت بسوی برخی از رفتارهای اخلاقی و پرهیزاز پاره ای رذایل نفسانی برای مصون ماندن از نتایج ناگوار و پیامدهای تلخ این گونه اخلاق و رفتار یادآوری شده است. چنانکه احادیث ذیل براین پایه انسان را بسوی تهذیب و خودسازی فرا می خواند:



عن النبی (ص): [اقل الناس راحه البخیل]. 6.



[راحتی بخیل از همه مردم کمتراست].



3قال علی (ع): [الاعجاب یمنع الازدیاد]. 7



[ اعجاب و خودپسندی مانع افزایش[ داشته هاوارزشهااست].



قال علی (ع): . .. فارفض الدنیا قان حب الدنیا یعمی و بصم و یبکم و یذل الرقاب. ... 8



[ دنیا را به دورافکن زیرا علاقه به دنیا انسان را در برابر حقیقت کور و کر و لال می سازد و ذلت و زبونی می آورد].



[قال الهادی[ ع[: [ لاتمار فیذهب بهاوک ولاتمارح فیجترااعلیک].



[کشمکش نکن که حرمتت از بین می رود شوخی نکن که دیگران بر تو جرئت دار می شوند].
6 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.221.29.4