دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 425 لایک
حسن اساسی

درونگرا وبه مسائل مذهبی واشعار عرفای فارسی علاقه زیادی دارم [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
حسن اساسی
اساسی
156519 امتیاز
عضو ارشد
1336-04-15
مرد
- تهران
مشاور تحصیلی
وزن: 85 - قد: 160
nokia
پژو405
ادبیات عرب وعرفان وزبان فارسی وروانشناسی ومسائل روز جامعه

دنبال کنندگان

749 نفر

طرفداران

425 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر کاربر طلايي عضو ارشد

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل حسن اساسی:
_
حسن اساسی
حسن اساسی


دلا، تا کی همی جویی منی را؟

چه داری دوست هرزه دشمنی را؟

چرا جویی وفا از بی وفایی؟

چه کوبی بیهده سرد آهنی را؟

ایا سوسن بناگوشی ، که داری

به رشک خویشتن هر سوسنی را

یکی زین برزن نا راه برشو

که بر آتش نشانی برزنی را

دل من ارزنی، عشق تو کوهی

چه سایی زیر کوهی ارزنی را؟

ببخشا، ای پسر، بر من ببخشا

مکش در عشق خیره چون منی را

بیا، اینک نگه کن رودکی را

اگر بی جان روان خواهی تنی را
4 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
ویژگی‌های صراط مستقیم از دیدگاه علامه طباطبایی
۱. صراط مستقیم دارای درجات است (به دلیل ۱۱/مجادله) و شرک و ظلم مصداقاً متحدند، اگرچه مفهوماً گوناگونند.
۲. برای اینکه مؤمنان به صف اصحاب «راه راست» بپیوندند، نیازمند دستیابی به نوعی معرفت هستند.
۳. صراط مستقیم یکی است، ولی سبل به سوی خدا متعدد است. سبل سلام عین صراط مستقیم هستند، ولی صراط مستقیم عین هر یک از آنها نیست، بلکه محیط بر آنها و جامع آنهاست.
۴. راه‌ها به سوی خدا (سبل) از نظر کمال و نقص و ارزش گوناگونند. به میزان نزدیکی به صراط مستقیم از کمال برخوردارند و به مقدار دوری از صراط مستقیم از نقص برخوردارند.
۵. اسلام، ایمان، عبادت، اخلاص و ... از سبل سلام هستند و به مقدار نسبتشان با صراط مستقیم بهره از کمال دارند. کفر، شرک، جحود، انکار، طغیان و ... به مقدار دوری از صراط مستقیم در درجات نقص قرار می‌گیرند.
۶. اولین گشایندۀ درب هدایت از راه صراط مستقیم در امت محمد صلی الله علیه وآله وسلم امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام است.
۷. چون صراط مستقیم در همۀ راه‌های سالم به سوی الله حضور دارد،
5 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
بس کــه جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام
همچـو نسیم از این چمن پای برون کشیده‌ام
شمـــع طــرب ز بخت مـــا آتش خانه‌ســـوز شـــد
گــشت بلای جـــان مـــن عشـق بـــه جان خریده‌ام
حاصــل دور زندگــی صحبت آشنـــا بــــود
تـــا تــــو ز مـــن بریده‌ای من ز جهــان بریده‌ام
تــا تــــو مــــراد مــن دهی کـــشته مـــرا فراق تو
تــا تـــو به داد مـــن رسی مـن بـــه خدا رسیده‌ام...

رهی معیری
6 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید


سوخت اوراق دل از اخگر پنداری چند

ماند خاکستری از دفتر و طوماری چند

روح زان کاسته گردید و تن افزونی خواست

که نکردیم حساب کم و بسیاری چند

زاغکی شامگهی دعوی طاوسی کرد

صبحدم فاش شد این راز ز رفتاری چند

خفتگان با تو نگویند که دزد تو که بود

باید این مسئله پرسید ز بیداری چند

گر که ما دیده ببندیم و بمقصد نرسیم

چه کند راحله و مرکب رهواری چند

دل و جان هر دو بمردند ز رنجوری و ما

داروی درد نهفتیم ز بیماری چند

سودمان عجب و طمع، دکه و سرمایه فساد

آه از آن لحظه که آیند خریداری چند

چه نصیبت رسد از کشت دوروئی و ریا

چه بود بهره‌ات از کیسهٔ طراری چند

جامهٔ عقل ز بس در گرو حرص بماند

پود پوسید و بهم ریخته شد تاری چند
5 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
امام حسین(علیه السلام)
================

لا تَقُولَنَّ فى أخیكَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ یَقُولَ فیكَ إذا تَوارَیْتَ عَنْهُ.

سخنى ـ كه ناراحت كننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.

-------------------------
نهج الشّهادة: ص 47
4 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
آن قصر که جمشید در او جام گرفت آهو بچه کرد و شیر آرام گرفت
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت


این کهنه رباط را که عالم نام است و آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است


ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست بی باده ارغوان نمیباید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست


عمر خیام
5 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
اقبال لاهوری » زبور عجم


از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی

نزدیک تر از جانی با خوی کم آمیزی

در موج صبا پنهان دزدیده بباغ آئی

در بوی گل آمیزی با غنچه در آویزی

مغرب ز تو بیگانه مشرق همه افسانه

وقت است که در عالم نقش دگر انگیزی

آنکس که بسر دارد سودای جهانگیری

تسکین جنونش کن با نشتر چنگیزی

من بنده بی قیدم شاید که گریزم باز

این طره پیچان را در گردنم آویزی

جز ناله نمی دانم گویند غزل خوانم

این چیست که چون شبنم بر سینهٔ من ریزی
3 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.82.81.154