دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 418 لایک
حسن اساسی

درونگرا وبه مسائل مذهبی واشعار عرفای فارسی علاقه زیادی دارم [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
حسن اساسی
اساسی
149710 امتیاز
کاربر طلايي
1336-04-15
مرد
- تهران
مشاور تحصیلی
وزن: 85 - قد: 160
nokia
پژو405
ادبیات عرب وعرفان وزبان فارسی وروانشناسی ومسائل روز جامعه

دنبال کنندگان

745 نفر

طرفداران

418 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر کاربر طلايي

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل حسن اساسی:
_
حسن اساسی
حسن اساسی
اقبال لاهوری » زبور عجم


این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است

جلوهٔ او گرو دیدهٔ بیدار من است

همه آفاق که گیرم به نگاهی او را

حلقه ئی هست که از گردش پرگار من است

هستی و نیستی از دیدن و نا دیدن من

چه زمان و چه مکان شوخی افکار من است

از فسون کاری دل سیر و سکون غیب و حضور

اینکه غماز و گشاینده اسرار من است

آن جهانی که درو کاشته را می دروند

نور و نارش همه از سبحه و زنار من است

ساز تقدیرم و صد نغمهٔ پنهان دارم

هر کجا زخمهٔ اندیشه رسد تار من است

ای من از فیض تو پاینده نشان تو کجاست

این دو گیتی اثر ماست جهان تو کجاست
1 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
دستور امام(ع) در آخرین لحظات عمر شریفشان/کلید و راهگشای مشکلات زندگی

نکته دیگری که در تأکیدات حضرت امام صادق(ع) در آخرین لحظات بود، مسأله صله رحم بود، متأسفانه دنیای مادی‌گرایی و این نحوه زندگی، روابط فامیلی را از هم پاشیده است و شاید خیلی از گرفتاری‌ها معلول همین قطع روابط و یا سردی روابط فامیلی باشد، امام صادق(ع) در همان لحظات رحلت بیهوش بودند، وقتی به هوش آمدند، فوراً دستور دادند فلان مبلغ را به فلانی بدهند، حاضرین تعجب کردند و گفتند: فلانی که به شما جسارت و توهین کرده و به روی شما شمشیر کشیده است، امام(ع) فرمود: من می‌خواهم من قطع رحم نباشم، از جانب من نباشد، خلاصه این هم یکی از نکات اخلاقی است که امام بر آن تأکید داشتند و برای ما درس زندگی است.
1 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
علّامه طباطبایى در این باره گفته است:

این كه از بعضى شنیده شده است كه مى‏گویند: تکلیف سالک پس از وصول به مقامات عالیه و وصول به فیوضات ربّانیه، ساقط مى‏گردد سخنى كذب و افترایى بس عظیم است؛ زیرا رسول اكرم صلی الله علیه و آله با این كه اشرف موجودات و اكمل خلایق بودند، تا آخرین درجات حیات، تابع و ملازم احكام الهیه بودند. بنابراین، سقوط تكلیف به این معنى، دروغ و بهتان است.

به ابو‏سعید ابو‏الخیر گفته شد: فلان كس بر روى آب راه مى‏رود! پاسخ گفت: «سهل است؛ قورباغه نیز روى آب راه مى‏رود.» گفتند: فلان كس در هوا مى‏پرد!» جواب داد: «مگس نیز به هوا مى‏پرد.» گفتند: «فلان كس در یك لحظه از شهرى به شهرى مى‏رود!» جواب داد: «شیطان نیز در یک نفس، از مشرق به مغرب مى‏رود. این چیزها، قیمتى ندارند. مرد آن است كه میان مردم زندگى كند و با آن‏ها رفت و آمد و داد و ستد كند؛ زن بگیرد و با دیگران معاشرت داشته باشد و یک لحظه از خداى خود، غافل نباشد».

(نفحات الانس، عبدالرحمن جامى، ص 305)
3 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید


سوخت اوراق دل از اخگر پنداری چند

ماند خاکستری از دفتر و طوماری چند

روح زان کاسته گردید و تن افزونی خواست

که نکردیم حساب کم و بسیاری چند

زاغکی شامگهی دعوی طاوسی کرد

صبحدم فاش شد این راز ز رفتاری چند

خفتگان با تو نگویند که دزد تو که بود

باید این مسئله پرسید ز بیداری چند

گر که ما دیده ببندیم و بمقصد نرسیم

چه کند راحله و مرکب رهواری چند

دل و جان هر دو بمردند ز رنجوری و ما

داروی درد نهفتیم ز بیماری چند

سودمان عجب و طمع، دکه و سرمایه فساد

آه از آن لحظه که آیند خریداری چند

چه نصیبت رسد از کشت دوروئی و ریا

چه بود بهره‌ات از کیسهٔ طراری چند
2 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
جابر يکي از ياران امام صادق (عليه‏السلام) مي گويد: روزي از يکي از کوچه هاي مدينه با امام صادق (عليه‏السلام) مي گذشتيم که فردي را ديديم، مي خواهد بزغاله اي را ذبح کند.
آن بزغاله تا امام صادق (عليه‏السلام) را ديد، صيحه اي زد؛ امام به آن مرد فرمود: «قيمت اين بزغاله، چند درهم مي باشد»؟
مرد پاسخ داد: چهارده درهم.
حضرت از کيسه‏ي خود، چهارده درهم در آورد و به آن مرد داد؛ سپس بزغاله را رها کرد و به نوعي از مردن نجات داد.
بعد از اين قضيه باز با هم به راه افتاديم، ناگهان شاهيني را ديديم که پرنده اي را در هوا دنبال کرده است، آن پرنده با ديدن امام، آوازي به صورت ناله سر داد.
بلافاصله امام با دست مبارک خود به شاهين اشاره اي کرد و شاهين از صيد آن پرنده منصرف شد و به طرف شيري پرواز کرد.
جابر مي گويد: از امام پرسيدم، آيا امکان دارد درباره‏ي اين دو امر عجيب، برايم توضيحاتي بدهيد؟
3 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
در رهگذر باد چراغی که تراست

ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست

بوی جگر سوخته عالم بگرفت

گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست!


رودکی
2 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
عنايت امام حسين به شيخ جعفر شوشتري


مرحوم ميرزا حسين نوري رضي الله عنه مي‏فرمايند: عالم بزرگوار شيخ جعفر شوشتري براي من نقل فرمودند: در اوايل تحصيل ديني و در ايام تبليغ به وطن خود مراجعت کردم و به تبليغ دين مقدس اسلام مشغول شدم. در آن روزها به موعظه و مصائب ائمه عليهم‏السلام تسلط کافي نداشتم و روي منبر در ماه رمضان از کتاب تفسير صافي و در ايام محرم از کتاب روضةالشهداي ملاحسين کاشفي استفاده مي‏کردم و از روي آن‏ها براي مردم صحبت مي‏کردم؛ ولي نمي‏توانستم سوزي در دل مردم بيندازم و آن‏ها را به گريه درآورم تا اين که مدتي گذشت و ماه محرم نزديک شد. شبي با خود گفتم: تا کي بايد «ملا کتابي» باشم، در فکر چاره برآمدم که چه کنم از بردن کتاب روي منبر بي‏نياز شوم، در همان حال به خواب رفتم. در عالم خواب، امام حسين عليه‏السلام و ياران آن حضرت را ديدم که وارد سرزمين کربلا شدند و خيمه‏ها را برپا کردند و دشمن هم در مقابلشان صف آرايي کرد. شيخ جعفر شوشتري فرمودند: وارد خيمه امام حسين عليه‏السلام شدم و بر آن حضرت سلام کرد.
5 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.198.74.197