دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 425 لایک
حسن اساسی

درونگرا وبه مسائل مذهبی واشعار عرفای فارسی علاقه زیادی دارم [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
حسن اساسی
اساسی
153601 امتیاز
عضو ارشد
1336-04-15
مرد
- تهران
مشاور تحصیلی
وزن: 85 - قد: 160
nokia
پژو405
ادبیات عرب وعرفان وزبان فارسی وروانشناسی ومسائل روز جامعه

دنبال کنندگان

751 نفر

طرفداران

425 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر کاربر طلايي عضو ارشد

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل حسن اساسی:
_
حسن اساسی
حسن اساسی
من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم!
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.
هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت .
من به اندازه ی یک ابر دلم میگیرد
.....
و شبی از شبها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور چند ساعت راه است؟

باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به ان وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
یه نفر باز صدا زد سهراب!
کفش هایم کو؟


سهراب سپهری
3 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
شکل بی غلط این شعر در صفحات ۴۶۸ تا ۴۷۲ جلد اول هفت دیوان محتشم کاشانی چاپ مرکز پژوهشی میراث مکتوب به تصحیح دکتر عبدالحسین نوایی و مهدی صدری بدی صورت به چاپ رسیده:

و له فی مرثیه الامام الحسین علیه السلام
این زمین پر بلا را نام دشت کربلاست
ای دل بی ‌درد آه آسمان سوزت کجاست
این بیابان قتلگاه سید لب تشنه است
ای زبان وقت فغان وی دیده هنگام بکاست
این فضا دارد هنوز از آه مظلومان اثر
گر ز دود آه ما عالم سیه گردد رواست
این مکان بوده است روزی خیمه‌گاه اهل‌بیت
کز حباب اشک ما امروز گردش خیمه ‌هاست
کشتی عمر حسین اینجا به زاری گشته غرق
بحر اشک ما درین غرقاب بی ‌طوفان چراست
اینک اینک قبه پر نور کز نزدیک و دور
پرتو گیتی فروزش گمرهان را رهنماست
اینک اینک بر فراز قبه گلگون پرنیان
کش نشان موج خون از جنبش باد
اینک اینک حایر حضرت که در وی متصل
زایران را شهپر روحانیان در زیر پاست
اینک اینک سده اقدس که از عز و شرف
قدسیان را ملجاء و کروبیان را ملتجاست
4 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
امام صادق (ع) در دعای ندبه می خواندند: این بقیة الله؟ بقیة الله

کجاست؟ پسر فاطمه کجاست؟ آنقدر کجاست کجاست می

فرمایند. زانوهای غم را در بغل می گیرند و گریه می کنند.

کجاست این آقایی که خدایتعالی اسمش را در قران برده،

تا جایی می رسد که می فرماید:پدر و مادرم به فدایت، جانم

به قربانت آقا، اینها را امام صادق شما شیعیان علی بن ابیطالب

می فرماید.

عزیز علی ان علی الخلق و لا ترا.
8 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):
===========================

23. الصَّلاهُ أُنس فِی قَبرِه و فَراشٌ تَحتَ جَنبِه و جَوابٌ لِمُنکَرٍ و نَ ک ک ی ر
نماز مونس (نمازگزار) در قبر، فرش نیکو در زیرش، و پاسخ نمازگزار برای ن ک ی رو منکر می باشد.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲ حدیث ۱۸۹۳۱


24. الصَّلاهُ زَادَ لِلمُؤمِنِ مِنَ الدُّنیا إلَی الأخِره
نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا برای آخرت می باشد.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۳۲

۲۵٫ الصَّلاهُ إجابةٌ لِلدُّعاءِ و قَبُولٌ لِلأعمَال
نمازموجب اجابت دعا و قبولی اعمال است.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۱


26. الصَّلاهُ سلاحٌ عَلَی الکَافر
نماز سلاح مؤمن علیه کافراست.

بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۵۶و ۲۳۱

۲۷٫ مَثَلُ الصَّلاهُ الخَمسِ کَمِثلِ نَهرٍ جارٍ، عذب عَلی بَابِ أحدُکُم یَغتَسِلُ فِیه کُلَّ یَومٍ خَمسَ مَرّاتٍ فَما یَبقَی ذالِک مِنَ الدَّنَس
نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.

کنز العمال، ج ۷، ص ۲۹۱
5 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید


ای عجب! این راه نه راه خداست

زانکه در آن اهرمنی رهنماست

قافله بس رفت از این راه، لیک

کس نشد آگاه که مقصد کجاست

راهروانی که درین معبرند

فکرتشان یکسره آز و هواست

ای رمه، این دره چراگاه نیست

ای بره، این گرگ بسی ناشتاست

تا تو ز بیغوله گذر میکنی

رهزن طرار تو را در قفاست

دیده ببندی و درافتی بچاه

این گنه تست، نه حکم قضاست

لقمهٔ سالوس کرا سیر کرد

چند بر این لقمه تو را اشتهاست

نفس، بسی وام گرفت و نداد

وام تو چون باز دهد؟ بینواست

خانهٔ جان هرچه توانی بساز

هرچه توان ساخت درین یک بناست

کعبهٔ دل مسکن شیطان مکن

پاک کن این خانه که جای خداست
6 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
سهراب سپهری

دود می خیزد ز خلوتگاه من

کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟

با درون سوخته دارم سخن

کی به پایان می رسد افسانه ام ؟
6 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات


گر چه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدا

نیستند اما به وقت گیر و دار از هم جدا

مستی و مخموری از هم گر چه دور افتاده اند

نیست در چشم تو مستی و خمار از هم جدا

لرزد از بیم جدایی استخوانم بند بند

هر کجا بینم فلک سازد دو یار از هم جدا

نشأه و می را نماید با کمال اتحاد

از نگاهی چشم شور روزگار از هم جدا

یک دل صد پاره آید عارفان را در نظر

گر چه باشد برگ برگ لاله زار از هم جدا

سر به یک جا می گذارد این دو راه مختلف

می نماید گر به صورت زلف یار از هم جدا

متحد گردند با هم، چشم چون بر هم نهند

هست اگر جان های روشن چون شرار از هم جدا

از دل روشن، علایق را شود پیوند سست

ماه می سازد کتان را پود و تار از هم جدا
7 لایک:
صفحات: 3 4 5 6 7 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.81.108.205