دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 432 لایک
حسن اساسی

درونگرا وبه مسائل مذهبی واشعار عرفای فارسی علاقه زیادی دارم [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
حسن اساسی
اساسی
164525 امتیاز
عضو ارشد
1336-04-15
مرد
- تهران
مشاور تحصیلی
وزن: 85 - قد: 160
nokia
پژو405
ادبیات عرب وعرفان وزبان فارسی وروانشناسی ومسائل روز جامعه

دنبال کنندگان

753 نفر

طرفداران

432 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر کاربر طلايي عضو ارشد

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل حسن اساسی:
_
حسن اساسی
حسن اساسی
حدیث قدسی

قال تبارک و تعالی

ای فرزند آدم (بدان) من زنده ای هستم که مرگی برای من نیست (به همین جهت) به آنچه فرمانت داده ام عمل کن و از آنچه نهیت کرده ام دست بردار، تا تو را (نیز) زنده ای قرار دهم که مرگی برای تو نباشد (به عالم بقاء وارد شدی)
ای فرزند آدم من پادشاهی هستم که زوالی برای حکومت من نباشد (و فرمان من نافذ است بطوریکه) اگر به چیزی بگویم بشو، خواهد شد (و تخلف نمی کند).
تو نیز (نسبت) به آنچه فرمانت دادام اطاعت کن و از آنچه نهیت کرده ام دست بردار (تا خدا گونه شوی بطوریکه) اگر به چیزی بگوئی بشو، انجام پذیرد (و از فرمان تو تخلف نکند)
ای فرزند آدم اگر گفتار تو زیبا و رفتارت زشت باشد پس (بدان) که رأس منافقین هستی و اگر ظاهر تو نیکو و درونت زشت باشد پس (بدان) در رأس هلاک شدگان هستی.
ای فرزند آدم به بهشت من وارد نمی شود مگر کسی که در برابر عظمت من تواضع، و روز را با یاد من پایان برد، و بخاطر من نفس خود را از خواسته های نفسانی باز دارد؛ با شخص غریب، برادری، با فقیر، مواسات (31) با مصیبت زده، ترحم و به یتیم، اکرام و احترام نماید،
7 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید


کارها بود در این کارگه اخضر

لیک دوک تو نگردید ازین بهتر

سر این رشته گرفتی و ندانستی

که هریمنش گرفتست سر دیگر

موجها کرده مکان در لب این دریا

شعله‌ها گشته نهان در دل این مجمر

تو ندانم به چه امید نهادستی

کالهٔ خویش در این کشتی بی لنگر

پای غفلت چه نهی بر دم این کژدم

دست شفقت چه کشی بر سر این اژدر

به نگردد دگر آزردهٔ این پیکان

برنخیزد دگر افتادهٔ این خنجر

در شیطان در ننگست، بر آن منشین

ره عصیان ره مرگست، بر آن مگذر

آشیانها به نمی‌ریخته این باران

خانمانها به دمی سوخته این اخگر

آسیای تو شد افلاک و همی ترسم

که ز گشتنش تو چون سرمه شوی آخر

میروی مست ز بیغوله و می‌آید

با تو این دزد فریبندهٔ غارتگر
5 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
نظامی » خمسه » خردنامه


مغنی بیار آن نوای غریب

نو آیین‌تر از نالهٔ عندلیب

نوائی که در وی نوائی بود

نوائی نه کز بینوائی بود

خنیده چنین شد در اقصای روم

که بی سیمی آمد ز بیگانه بوم

به کم مدتی شد چنان سیم سنج

که شد خواجه کاروانهای گنج

کس اگه نه کان گنج دریا شکوه

ز دریا بر او جمع شد یا ز کوه

یکی نامش از کان کنی می‌گشاد

یکی تهمت ره زنی می‌نهاد

سرانجامش آزاد نگذاشتند

به شاه جهان قصه برداشتند

که آمد تهی دستی از راه دور

نه در کیسه رونق نه در کاسه نور

به تاریخ یکسال یا بیش و کم

بدست آوریدست چندین درم

که گر شه گمارد بر آن ده دبیر

ز تفصیل آن عاجز آید ضمیر
7 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
راه ميــانـه

30 عَن داوُود عليه السلام كانَ يَقُولُ: أللّهُمَّ لا مَرَضٌ يُضنيني، وَ لا صِحَّةٌ تُنسيني،
وَ لكِنْ بـَينَ ذلِكَ.

حضرت داوود عليه السلام به خداوند عرض مى كرد: پـروردگارا! نـه بيـماريى مـرا ده كـه بسـترى ام كـند و نه تندرستيى كه مرا به فراموشى از ياد تو بكشاند، بـلكه چـيزى ميـان اين دو نصيـبم كـن.

پيـك مــرگ

31 قالَ إبراهيمُ عليه السلام ـ لَمّا دَنَتْ وَفاتُهُ ـ : هَلاّ أرسَلْتَ إلَىَّ رَسُولاً حَتّى آخُذَ
اُهبَةً، قالَ جل جلاله لَهُ: أوَما عَلِمْتَ أنَّ الشَّيْبَ رَسُولى؟

هنگامى كه وفات حضرت ابراهيم عليه السلام نزديك شد، گفت: پروردگارا! چرا پيكى به سوى من نفرستادى كه تا پيش از رسيدن اجلم، خودم را براى مرگ آماده سازم؟ خداوند به او فرمود: مگر نمى دانى موى سفيد، پيك و فرستاده من است؟
7 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
حكمت 233

وَ قَالَ [عليه السلام] لِابْنِهِ الْحَسَنِ ع لَا تَدْعُوَنَّ إِلَى مُبَارَزَةٍ وَ إِنْ دُعِيتَ إِلَيْهَا فَأَجِبْ فَإِنَّ الدَّاعِيَ إِلَيْهَا بَاغٍ وَ الْبَاغِيَ مَصْرُوعٌ.

(به فرزندش امام مجتبى (ع) فرمود) كسى را به پيكار دعوت نكن ، اما اگر تو را دعوت به نبرد خواندند بپذير، زيرا آغازگر پيكار تجاوزكار شكست خورده است.

حكمت 234

وَ قَالَ [عليه السلام] خِيَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ فَإِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا وَ إِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا وَ إِذَا كَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ يَعْرِضُ لَهَا .

برخى از نيكوترين خلق و خوى زنان، زشت ترين اخلاقى مردان است، مانند تكبر ، ترس ، بخل : هرگاه زنى متكبر باشد، بيگانه را به حريم خود راه نمى دهد ، و اگر بخيل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مى كند، و چون ترسان باشد از هر چيزى كه به آبروى او زيان رساند فاصله مى گيرد .
7 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه
تیرم به خطا می‌رود اما به هدر، نه

دل خون شده وصلم و لب‌های تو سرخ است
سرخ است ولی سرخ‌تر از خون جگر، نه

با هرکه توانسته کنار آمده دنیا
با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!

بدخلقم و بدعهد، زبان‌بازم و مغرور
پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟

یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر... نه!

فاضل نظری
7 لایک:
حسن اساسی
حسن اساسی
قالَ الخِضرُ عليه السلام لِمُوسى عليه السلام إذْ قالَ لَهُ أوصِنى: إلْزَمْ مالا يَضُرُّكَ مَعَهُ شَئٌ كَما لا يَنفَعُكَ مِن غَيرِهِ شَئٌ، وَ إيّاكَ وَ اللِّجاجَةَ وَ المَشْىَ إلى غَيرِ حاجَةٍ وَالضِّحْكَ فى غَيرِ تَعَجُّبٍ.

حضرت موسى عليه السلام به حضرت خضر عليه السلام گفت: مرا سفارشى كن. خضر عليه السلام گفت: به چيزى تمسك كن كه با وجود آن، چيزى به تو زيان نزند؛ همانگونه كه بدون آن، هيچ چيز به تو سودى نمى رساند. از خيره سرى بپرهيز و از رفتن در پى چيزى كه بدان نيازى ندارى، دورى كن و بى سبب و بدون تعجّب مخند.
مسیر این حدیث در کتابخانه:
چهل حدیث « گهرهای قدسی » >
حدیث شماره :
1638
7 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.166.141.12