دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 2 لایک
ایلقار

همیشه خودم هستم [درباره من]
این کاربر اطلاعات پروفایل خود را خصوصی کرده است
ایلقار
ایلقار
بادکنک از دست کودک رها شد
و مورچه ای را با خود به آسمان برد
کودک عاجزانه نگاهم کرد
چهارزانو بر زمین نشست
و گریست

در این بازی
نقش من چه بود؟
8 لایک:
ایلقار
ایلقار
خنده دار است، نه ؟

در آن بازی

زمین می خوردیم و

زخمی می شدیم

در این بازی

زخمی می شویم و

زمین می خوریم
7 لایک:
ایلقار
ایلقار
شمعی روشن کن، رفیق !



روزگاری در این معبد

دختران شهر

سرخی دل‌ها و

کبودی گونه‌هاشان را

پاک می کردند

با اشک

شمعی روشن کن، رفیق !
7 لایک:
ایلقار
ایلقار
کنار قبری چند هزار ساله

دختری با گیسوان سپید

زمین را حفر می کند

ته سیگارش را

خاموش می کند

در حفره ی چشم دیکتاتور



زمان می ایستد

تمام دنیا سکوت می کند

شاعری در تابوت

عطسه می کند

عقابی بر بلندای زمین

می میرد از ترس
8 لایک:
ایلقار
ایلقار
مونیخ ، ونیز ، کراچی ، دوشنبه ، دهلیِ نو

غــــــــروب ابری پاریس ، متروی توکیــــــــو



فقط خودش باشد ، اهل هر کجایی شد

چــه فرق دارد برلین ، دمشق یا ورشو ؟



چه فرق می کند اصلا چه رنگ می پوشد

چــــه فرق دارد با ساری است یا کیمـونـو



قدم قدم دنیا را پیاده طـــی کردی

به این امید که یک روز نیم دیگرِ تو



تــو را بیابد و یک پازل دقیق شوید

و آسمان را خورشید پر کند از نو...
7 لایک:
ایلقار
ایلقار
چه خوب است تفنگ ها

جای گلوله

گل شلیک نمی کنند

اگر چنین می شد

زیر این همه گل

خفه می شدیم.
6 لایک:
ایلقار
ایلقار
شب و روز «در» فکر منی

چه می شد اگر

این «در»

شکسته می شد ؟
9 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.161.40.41