دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 268 لایک
مهسا


اطلاعات

سایر اطلاعات
مهسا
74420 امتیاز
عضو برتر
1369-01-07
زن - مجرد
اسلام
- ناكجاآباد
کارشناسی

دنبال کنندگان

551 نفر

طرفداران

268 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه کاربر ارزشمند عضو برتر

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

مهسا
مهسا
بنظرم قشنگه

دیدگاه....
مهسا
مهسا
سلام.
دوستان ببخشید چطور فیلم بزارم اینجا.میتونید راهنمایی کنید؟؟؟؟
10 لایک:
مهسا
مهسا
آقای عارف لرستانی بازیگر کرمانشاهی صبح امروز به دلیل ایست قلبی در خواب درگذشت.

خدارحمتت کنه
431816652_12781.jpg
مهسا
مهسا
وقتی از زندگی کسی رد می شی ؛رد پای قشنگی از خودت به جا بگذار
همیشه میشه تموم کرد

فقط بعضی اوقات دیگه نمیشه دوباره شروع کرد …

مواظب همدیگه باشیم !
از یه جایی بــه بعد … دیگه بزرگ نمیشیم؛ پـیــــــــــر میشیم

از یه جایی بــه بعد … دیگه خسته نمیشیم؛ می بُــــــــــــرّیم

از یه جایی بــه بعد … دیـگه تــکراری نیستیم؛ زیـــــــــــادی هستــــــــیم …!!

پس قدر خودمون ، خانواده مون ، دوستانمونو، زندگيمونو و کلأ حضور خوشرنگ مون رو تو صفحهء دفتر خلقت بدونيم …
9 لایک:
مهسا
مهسا
یکی از همان شبهایی که نبود،
زل زده بودم به عکس پروفایلش...

مثل همین امشب!
و تو چه میدانی زل زدن به یک عکس بیجان و صدبار قهر و آشتی و به آغوش کشیدنش یعنی چه!

به عکسش گله کنی ازخودش و باز قربان صدقه بروی ...
چندبار عکس را عوض کرد و
هربار دلم را به سویی انداخت...
چقدر دلم میخواست بگویمش: جانم!
همان عکسی را که من دوست دارم بگذار...
اما نگفتم.
آنقدر عوض کرد تا دوباره همان همیشگی را انتخاب کرد...
انگار خودش هم باورش نمیشود اینهمه تغییر را...
مهسا
مهسا
من از بچگی با تمام مسائل زندگیم
منطقی برخورد کردم
اما تو یه موقعیت های خاص،
برای یه تعداد آدمهای خاص تو زندگیم
فوق العاده احساسی بودم و هستم...
مثلا هرکی میومد خونمون مهمونی،
اینکه بیشتر بمونن یا نه برام فرقی نداشت!
برام عزیز بودن ولی نه اونقدری که بخوام آخر مهمونی بخاطر رفتنشون ناراحتی کنم.
اما برای اون یه تعداد آدمهای خاصی که تو زندگیم هستن اینجوری نبودم...
منِ منطقی...منِ مغرور
همیشه موقع رفتن ازشون میخواستم که
بیشتر بمونن، یا بعد از خداحافظی
یه مکان تاریک و خلوت رو پیدا میکردم
اونجا قایم میشدم و آروم زانوهام رو تو بغلم میگرفتم تا اشکایی که بی اختیار از چشمام جاری میشدن رو کسی نبینه!
حالا تــو
آدمِ خاصِ زندگیم، چند روزی مهمون قلبم بودی و یهو قصد رفتن کردی...
برای تو مغرور نبودم!
ازت خواستم که نری اما تو گفتی نمیتونی بمونی و باید بری...
بعد از خداحافظیِ تلخِمون
یه جای تاریک و خلوت پیدا کردم،
زانوهام رو بغل گرفتم
و بی صدا گریه کردم...
10 لایک:
مهسا
مهسا
دیدگاه...
9 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.167.230.68