دیجیتال ویترین اشتراک VIP
آفلاین 379 لایک
سطرهای بی واژه...


اطلاعات

سایر اطلاعات
سطرهای بی واژه...
زن
حرفه اي
22024 امتیاز

دنبال کنندگان

1327 نفر

طرفداران

379 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما



من ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﻭﺧﺘﻤﺖ ...
ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺧﻮبت !
ﻣﻦ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﯽ ﻧﯿﺎﺯ ﺷﺪﻡ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ِ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻫﺎﯾﺖ
ﻣﻦ
ﺗﻮ ﺭﺍ زین پس ﺑﯽ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ خواهم کرد...
تقصیر من نبود، دستم به شعر خورد، گلپاره های واژه زمین ریخت و همه سطرها بی واژه شدند...

پس قرارمان این باشد
ساعت ۲۵ شب ، ۳۲ومِ همین ماه

در بوته زارِ قدیمی زیر همان درخت سیب
دور از چشم خداوند
دوباره خامِ شیطان میشویم !
تو گونه هایم را میبوسی ...
و این بار تا ابد تبعید میشویم
به دنیایی دیگر
دنیایی که حوایش من باشم
و آدمش تو ...
تقصیر من نبود، دستم به شعر خورد، گلپاره های واژه زمین ریخت و همه سطرها بی واژه شدند...
دیدگاه 1 دیدگاه لایک 11
+2

چند تکه از تو

پریشان افتاد

ته فنجانی که فالم را می گرفت…

می گفت آرام نیستی

و فردا هیچ نامه ای نخواهد آمد…

من مرده ام … به نسیم خاطره ای ، گاهی تکانی می خورم … همین
تقصیر من نبود، دستم به شعر خورد، گلپاره های واژه زمین ریخت و همه سطرها بی واژه شدند...
دیدگاه 1 دیدگاه لایک 12
+3
هر صبح که بیدار میشوم
با چند زن ملاقات میکنم

-زنی که با بی میلی
ازتخت بیرون می آید و
پسرک زیبایش رادرخواب میبوسد و
حاضر میشود که برود سر کارش!

-زنی که هی ظرف میشورد
وگرد میگیردو
هی هنوز فکر میکند
چقدر همه جا خاک نشسته !

-زنی که لیست مینویسد و
زنبیل برمیدارد و میرودخرید

-زنی که از کله ی سحر تا بوق سگ
درسرش شعرمیبافدو
هی مینویسدوهی خط میزند !

زنی که میخندد
زنی که میگرید
زنی که میجنگد
زنی که میشکند...
زنی که میزاید
زنی که میمیرد .....

و
زنی
که
عاشق
توست .......

هاااااای زنی که عاشق توست ........

بین خودمان باشد
من اوراازهمه بیشتردوست دارم !!

ازهمه زیباتراست
وقتی بافکرتو لبخند میزند ......!!
تقصیر من نبود، دستم به شعر خورد، گلپاره های واژه زمین ریخت و همه سطرها بی واژه شدند...
به جبروت ِحادثه ی دیدار
هنوزهم دست و دلم
به حروف نام تو که میرسد
میلرزد
در انتهای رویای یک پیچک
حرفی از سبزینه ی ِحیات نیست
همه پرشده از تقلای عشق
به زیستن
و من تاابد
نیلوفرانه به دیوار تو می پیچم
تو تا همیشه
در حافظه ی عشق
گلبارانی ..

تقصیر من نبود، دستم به شعر خورد، گلپاره های واژه زمین ریخت و همه سطرها بی واژه شدند...
دیدگاه 3 دیدگاه لایک 22
+13
دلتنگ که باشی یلدا می شوی....

برای ستاره هایی که از نقاشی ات فراریند

کوه می کشی با رشته های پنبه شده

از حرف هایی که به آسمان نمی رسند

بی مقصدی می کنی

با جاده های به فلسفه رسیده........

که فرقی نکند خورشید فردا

پشت کدام کوه را خالی کند

و صبح آغوش کدام میش را گرگ کند

حسابت را از ایل و آبادی جدا کرده ای

تا هر جای این بوم چادر بزنی

و سکوتت آنقدر سقف نداشته باشد

که به وفاداری بی کسی ها

پای تمام زمین گیری هایت
بمانی...
تقصیر من نبود، دستم به شعر خورد، گلپاره های واژه زمین ریخت و همه سطرها بی واژه شدند...
دیدگاه 1 دیدگاه لایک 22
+13
هركجاى جهان كه ايستاده باشى بدونِ من،
دور يا نزديك،
فاصله باشديا نه،
به فراموشى دل خوش نكن،
من روى شانه هاى تو تشييع مى شوم...
تقصیر من نبود، دستم به شعر خورد، گلپاره های واژه زمین ریخت و همه سطرها بی واژه شدند...
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.156.85.167