دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 364 لایک
leyly

یـــک نـامـه ام، بــدون شــروع و بــــدون نـام [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
leyly
33415 امتیاز
عضو ويژه
1369-09-02
زن
اسلام
کارشناسی
زن هستم و سربازی ندارم
نمیکشم
موسیقی (پیانو ) ، پارکور ، پرواز

دنبال کنندگان

378 نفر

طرفداران

364 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي عضو ويژه

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل leyly:
_
leyly
leyly
مرد بیسوادی قرآن میخواند ولی

معنی قرآن را نمی فهمید.

روزی پسرش از او پرسید:

چه فایده ای دارد قرآن میخوانی،

بدون اینکه معنی آن را بفهمی؟

پدر گفت: پسرم!

سبدی بگیر و از آب دریا

پرکن و برایم بیاور.

پسر گفت: غیر ممکن است که آب در سبد باقی بماند.

پدر گفت: امتحان کن پسرم.

ادامه در دیدگاه
PIC4LIFE-166.jpeg
امضا: یـــک بغـل حــــرف، ولـی محــض نگفتــن دارم...
9 لایک:
leyly
leyly
خوردیم چو گنجشک

به دیوار بلورین

پنداشته بودیم که این پنجــــره بـــاز است ...!
74174746750292597180.jpg
امضا: یـــک بغـل حــــرف، ولـی محــض نگفتــن دارم...
8 لایک:
leyly
leyly
مــــرگ یا خـــواب؟

چقـــدر این دو بـــرادر دورند

مـــژده وصل برادر به برادر برسان
1435920678769804.jpg
امضا: یـــک بغـل حــــرف، ولـی محــض نگفتــن دارم...
6 لایک:
leyly
leyly
110 مــرتـبه قــــربان شهشناه نجــف
c-069.jpg
امضا: یـــک بغـل حــــرف، ولـی محــض نگفتــن دارم...
leyly
leyly
پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت

پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست

خاطر خاطره ها رخ بنمود

زندگی چرخش یک خاطره است

خاطر خاطره ها را نبریدش از یاد

پدرم وقتی رفت آسمان غمزده بود

و زمین منتظر …..

زندگی چرخش ایام و گذار من و توست

و کسی گفت به من:

آب را گل نکنید

پدرم در خاک است

زندگی می‌گذرد

کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم

و زمین کوچک نیست

دل ما تنگ و نفس سنگین است

کاش میشد آموخت که سفر نزدیک است

خاطر خاطره‌ها را نبریدش از یاد

زندگی می‌گذرد کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم


"روزت مبارک پدر آسمانی من"

تقدیم به همه‌ی پدرای سفر کرده

صلوات
عکس نوشته های جدید پدر فوت شده.png
امضا: یـــک بغـل حــــرف، ولـی محــض نگفتــن دارم...
7 لایک:
leyly
leyly
کیا میرن اعتکاف؟

شدیدا التماس دعا دارم
امضا: یـــک بغـل حــــرف، ولـی محــض نگفتــن دارم...
leyly
leyly
در خیالات خودم در زیر #بارانی که نیست

می رسم با تو به #خانه، از #خیابانی که نیست

...

می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی

#چای می ریزم برایت توی #فنجانی که نیست

...

باز #میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟

باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی که نیست

...

#شعر میخوانم برایت #واژه ها #گل می کنند

#یاس و #مریم می گذارم توی #گلدانی که نیست

...

#چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی

#دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟

...

وقت رفتن می شود با #بغض می گویم نرو

پشت پایت #اشک می ریزم در ایوانی که نیست

...

میروی و خانه لبریز از نبودت میشود

باز تنها میشوم با یاد #مهمانی که نیست
500x500_1489835042902921.jpg
امضا: یـــک بغـل حــــرف، ولـی محــض نگفتــن دارم...
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 23.20.15.141