دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 24 لایک
meysam000

هر چیزی لازم بود بپرسید. [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
meysam000
میثم
1137 امتیاز
کاربر ايما
1361-09-25
مرد - مجرد
اسلام
کارشناسی
رفته ام
نمیکشم
s60
504
مهندسی عمران

دنبال کنندگان

25 نفر

طرفداران

24 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل meysam000:
_
meysam000
meysam000
تهران امروز-تهران 5سال پیش

بارون امروز همه رو از توکوچه خیابون و هر جا که بودن جمع کرد برد خونشون

انگار نوبت منه.باید برم
رفتم پارک چینگر.ماشین و پایین در شرقی پارک کردم.ساعت شاید نزدیک 5 اینطورا بود
از غرب تاشرق پارک قدم زدم.به لطف این سیلی که خدا از آسمون فرستاده بود هیچکس نبود.
2-3ساعتی گذشت.کلا خیس بودم و آب روی صورتم راه افتاده بود.یا بقول خودت:
-عزیزم صورتت آبشاری شده بزار پاکش کنم
نیستی که پاکش کنی.گذاشتم این چند ساعت همونجور روون راهشو از روصورتم بگیره بره
یکم احساس سرما میکردم
خب میدونی که چند ساله عصر یخبندون برای من شروع شده

رفتم همون جای همیشگی تو جنگل.چوب پیدا کردم یه چندتایی و آتیش روشن کردم.
بارون آرومتر شده بود
آتیشم داشت جون میگرفت
همون صدایی که عاشقش بودی رو میده.
-خیلی صدای جلز ولز بارون و رو آتیش دوست دارم
الان میشنویش؟نه؟

شعله ها رقصون آتیش من و میبرد به همون بهاری که رفت
با همین بارون و همین آتیش کوچولو

نمیتونستم از آتیش چشم بردارم

یادته
به خنده میگفتیم:
-+من و تو آتیش همیشه یه مثلث بی نقصیم

اما حالا من و آتیش...فقط میشیم یه خط که ته نداره

شبه.ساعت 10شد
امضا: امضا نمیکنم
6 لایک:
meysam000
meysam000
و گفت: زبان ترجمان دل است
و روی تو آینه دل توست
بر روی تو پیدا شود هر آنچه در دل پنهان داری
امضا: امضا نمیکنم
7 لایک:
meysam000
meysam000
دیدم به خواب نیمه شب خورشید و مه را لب به لب
تعبیر این خواب عجب ای صبح خیزان چون کنید
دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زنگان بشکند
از زلف لیلی حلقه ای بر گردن مجنون کنید
امضا: امضا نمیکنم
8 لایک:
meysam000
meysam000
بازار تهران-بازار فرش فروش ها-اواخر 90

ما که اهل خرید عید نبودیم.اما شوروشوق خرید و انرژی مردم و دوس داشتیم
ایستگاه 15 خرداد

حتی نمیشه تو راسته بازار راه رفت.هرطرفی یکی داره هوار میکشه که آی بدو بیا که تموم شد و دیگه گیر نمیاد.بهترین حراجی آخر سال و...از این حرفا

بازار فرش فروشا اما همیشه برات جذاب بود
انقدر که دیگه اندازه حاجی بازاریا از مدل به مدل فرش سر در میاوردی
از ترکمن و خشتی و محرابی بگیر برو تا ایلی و شکارگاهی و درختی
البته نگاه یه سری از این حاجیا که یکم هیز بودن منو اذیت میکرد،اما خب تو فرش دوس داشتی و تنها هم دوس نداشتی بیای. دوس داشتی بهم توضیح بدی فرق این طرح با اون یکی چیه.
حتی برای 10مین بار
هر چقدر بیشتر تکرار میکردی بیشتر محوت میشدم
-میدونی اینا هویت ماست.این نقشای بته و اسلیمی هر کدوم به سرانگشتای آدمایی پیوند حورده که همشون عاشق بودن.بدون عشق نمیشه همچین چیزی خلق کرد.
+اوهوم

نگاه کردن تو...
تو اون موقع ها که رو فرش دست میکشیدی. فرشا رو بو میکردی.بوی کهنگی که هر جفتمون دوسش داشتیم
چشمات و میبستی و میرفتی پیش بافنده هایی که شاید هیچوقت دیده نشدن اما تو حسشون کردی
امضا: امضا نمیکنم
9 لایک:
meysam000
meysam000
روزای آخر اسفند
و بوی خاک
امضا: امضا نمیکنم
7 لایک:
meysam000
meysam000
اکتبر

خوشبختی من داخل شن ها دفن شد
دقیقا توی حیاط پشتی زندگی که داشتم.درست یادم نمیاد
فکر میکنم بارون اکتبر بود که به گریه من خیره شده بود
و هیچکس حوالی شادی و خوشبختی من نبود
یا شاید
باید تا کف دریا شنا کرد تا اون مروارید سفید وحشی رو که خودش رو از همه پنهون میکنه پیدا کنی
احتمالا تنها پوسته های خالی رو میتونی اونجا پیدا کنی دقیقا مثل خوشبختی من

وقتیکه من رو در حال فرار دیدی تصور نکن به جایی که دوست دارم فرار میکنم
حتی زمانی که من و در حال اشک ریختن دیدی برام احساس تاسف نکن

زمانیکه میبینم در حال خندیدن هستی با تمام وجودم به سمتت هجوم میارم که لبخندت رو برای همیشه برای خودم بدزدم
حتی وقتهایی که مثل یه ماه درخشان در بین اشک های من قدم میزنی ازت متنفر میشم


زمانیکه من میمیرم اکتبر فرا میرسه
و برگها شروع میکنن به ریختن
و باران بند خواهد اومد
چراکه بالاخره خوشبختیم رو یافتم
امضا: امضا نمیکنم
9 لایک:
meysam000
meysam000
بهمن ماه 90 -تهرانپارس-سراج

کلا هرچیزی که تو غرب تهران هست تو شرق تهران با همون کیفیت و شایدم بهتر نصف قیمت پیدا میشه
از پوشاک بگیر تا غذا
سراج معروفه. پاتوق حلیم بازا و کباب خورای شرق تهرانه
همیشه که نباید چلو کباب پرسی 60تومن خورد توی یه جایی مثه باغ صبا
یه موقع هاییم باید بری سراج چلوکبابی حاجی همون کیفیت و مزه رو بخوری منتها 15 تومن
به قول خودت صفای این مغازه های کوچیک که فاصله ات تا اجاق کباب پزی کلا 4 متر نیست خیلی بیشتر از رستورانای لوکس مرکز شهره

حاجیم که عاشق سیستم ما بود. همیشه با خودت یه شیشه آب نارنج میوردی که که 3-4تا کبابم خالی خالی بخوریم با آب نارنج
یه لیوانم واسه حاجی میرختی میگفتی بفرمایید واسه فشار خونتنون خوبه

حاجی همزمان که داشت لیوان آب نارنج مزه مزه میکرد میگفت
-دخترم ماشالله شبیه این دختر جدیدیا نیستی.زن باید همینطوری غذا بخوره که جون داشته باشه بچه بزرگ کنه
+حاجی من و میثمم واسه امروز نیستیم.برای خیلی وقت پیشیم
--ای جوونی کجایی که یادت بخیر.قدر بدونید جوونی رو

راستی حاجی کلاه شاپوشو عوض کرده
اون روز رفتم یه سر پیشش
عزیزم حالتو میپرسید

فقط تونستم بیام بیرون
امضا: امضا نمیکنم
8 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 23.20.15.141