دیجیتال ویترین
کانال ایماگرام
آفلاین 16 لایک
meysam000

هر چیزی لازم بود بپرسید. [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
meysam000
میثم
881 امتیاز
کاربر ايما
1361-09-25
مرد - مجرد
اسلام
کارشناسی
رفته ام
نمیکشم
s60
504
مهندسی عمران

دنبال کنندگان

16 نفر

طرفداران

16 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل meysam000:
_
meysam000
meysam000
تهران-ولیعصر راهروی پارک وی تا تجریش-آذر88

ساعت ازنیمه شب گذشته بود.دیشبم بیرون بودیم،امشب باید بیرون میبودیم.امشب ماه کامل بود
ولیعصر خلوت بود و فقط این جک جوونایی که واسه دوردور و دختربازی و پسر بازی اومده بودن بیرون بودن
خداروشکر کاراشون و با ماشین انجام میدادن و پیاده روی ولیعصر و آرامشش و از ما نگرفته بودن
از لابلای درختای بلند ولیعصر میشد ماه دید.چقدر قشنگ بودید. تو و ماه. اون شب باید معلوم نبود کی برنده میشه. تو یا ماه؟ بی نهایت زیبا بودید
هر نگاهی که بهت میکردم شبیه دریا مد میشدم.جذبم میکردی شبیه یه مگنت که نمیشه ازش فرار کرد
اون شب میدرخشیدی
از سر محمودیه رد شده بودیم.
نور ماه،نور چراغای ولیعصر،زنون شاسی بلندایی که تو خیابون بودن، کمرنگ بودن.کمرنگشون کرده بودی

-میدونی من ماه و خیلی دوس دارم
+حتما چون خودت شبیهش هستی
-نه
+چرا؟
-چون شبیه یه بند نامرئیه که تا ابد بهم پیوندمون میزنه

-مهم نیست سالها بعد کجا باشیم.فقط به ماه کامل نگاه کنم.همیشه کنارتم

دیشب ماه و نگاه میکردم
نمیدونم تو جایی که تو رفتی اصلا ماه وجود داره
یا فقط تاریکیه مطلقه
یا روشنایی مطلق

فقط بهم بگو
ماه هست؟
امضا: امضا نمیکنم
meysam000
meysam000
همین امروز

یه 20 روز که از تهران میرم بیرون دلم برای تو و تهران بیشتر از قبل تنگ میشه.
امروز صبح از فرودگاه که اومدم بیرون اول یه نفس عمیق کشیدم که ریه هام دوباره پر از هوای تو بشه.
خواستم مستقیم با تاکسی فرودگاه برم ولیعصر، خسته بودم. کسی هم منتظر نبودش، بود؟ فقط من و تو.
رفتم خونه یه دوش گرفتم خستگی و گرد این سفر خسته کننده که رفت اومدم همونجا.
کافه لمیز چهار راه ولیعصر... مامن و پناهگاه دستای سرد من و تو. چقدر خوبه .بوی سیگار نمیادش.ممنوعه
بریم یه قدمی بزنیم با هم تو ولیعصر خودمون.
مثه همیشه میدونی که، اما مثه همیشه ام نه. انگار ناقص بود. شبیه یه معلول مادر زاد یا شاید کسی که یه عضوش و بریدن، خراب شده بود و دیگه به درد نمیخخورد. باید میبریدنش.
این عضو خراب و نمیشد پیوند زد،اما چرا قطعش کردید گذاشتیدش جلوی چشم صاحب عضو. این خیابون و این سنگفرشا و این درختا و این جوبای عریض.
تموم نمیشن، همیشه جلو چشم منن. من و تو و ولیعصر. من و تو و تهران. کی قراره تموم بشیم. حتی نمیدونم کی شروع شدیم.
این سوز سرد خیابون بدون کلاه شال گردن تو
و
قدم زدن تو تنهایی
انصاف بود خدای من ؟
حتما بوده...
امضا: امضا نمیکنم
6 لایک:
meysam000
meysam000
آقای هاشمی هم درگذشت
روحشان شاد و یادشان سبز

صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است

دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بی دوست دلی غمگین است

خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است

بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است

هر که باشی و زهر جا برسی
آخرین منزل هستی این است

آدمی هر چه توانگر باشد
چو بدین نقطه رسد مسکین است

اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است

زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است

خرم آن کس که در این محنت‌گاه
خاطری را سبب تسکین است
امضا: امضا نمیکنم
8 لایک:
meysam000
meysam000
نیستی...!
امضا: امضا نمیکنم
8 لایک:
meysam000
meysam000
تهران - آبشار سنگان-آذر90

سنگان از اون جاهاییه که باورت نمیشه جزء تهران باشه فقط 1ساعت از سر نیایش تا اونجا فاصله داره.
دلت طبیعت میخواست و نه من وقت داشتم نه تو. بنا رو گذاشتیم که یه 3شنبه ای بریم بیرون.سنگان و نه من دیده بودم نه تو.

خلاصه از نیایش راه افتادیم و تا شهران و از اونجا به جاده امامزاده داوود و بعد 45دقه تو خاکی رفتن رسیدیم.
اوایل آذر بود و هوای تهران خوب بود و اما اونجا یخ بندون بود.
رسیدیم
خدای من چه کارت پستال زیبایی کشیده بودی.یه آبشار50-60متری که یخ زده!

قیافه هامون شبیه 2 تا بچه بود که یه کادو تولد بهشون دادی. چقدر ذوق داشتیم. خنده دار بود
هر کجا و هر چیزی که میدیدم نهایتا قراربود تو رو اون تو ببینم.فرقی نداشت سنگفرشای خیابون ولیعصر باشه یا آبشار سنگان تو اون جای بکر.
یه لحظه موندم تو خلقت خدا واقعا این آبشار یخ زده رو خدا از کجا کپی کرده؟
یه جواب بیشتر نداشتم حتما از آبشار موهای تو که چه سردو چه گرم همیشه بودو باید میبود.
نمیدونم شاید تو زندگی قبلیت خدا این موها رو دیده بود تو این دنیا یکی از کارایی که باهاش کرده بود آبشار سنگان بود.
-حواست کجاست؟
+فکرکنم آبشار!
امضا: امضا نمیکنم
9 لایک:
meysam000
meysam000
شهریور91-توچال
بعد1ماه اصرار از تو و انکار از من بالاخره راضی شدم که باهم بریم توچال ساعت12 نصف شب که طلوع بالا باشیم
یه تجربه جدید بود واسه من.کوه برو که نبودم به اونصورت،اون ساعت بنظرم دیگه احمقانه بود،اما خب تو میخواستی.مهم همین بود
حوالی4، 4.5صبح بود که رسیدیم ایستگاه5گیر داده بودی که باید قبل از طلوع برسیم بالا
منم که پاهام عادت به این فشار نداشت با بدبختی اومدم تا بالاخره رسیدیم

خورشید داشت کم کم میومد بیرون
وایستادی رو به افق.طلوع داشت شروع میشد
بخار نفسهات هوای به اون سردی رو گرم میکرد
با بخار نفسهات داشتی هوا رو نقاشی میکردی
داشتی به سالواتور دالی و ونگوگو پیکاسو مشق نقاشی میکردی

هنوزم خیره بودی و منتظر خورشید
دستکشات و در آوردی
دستم و گرفتی
چه شور و اشتیاق عجیبی بهم داشتیم
خورشید شروع کرد به بیرون اومدن

محو زیبایی خورشید بودی با اینکه100بار قبلا این صحنه رو دیده بودی و من اولین بارم بود
-نگاه کن.میبینی؟
+آره

نمیدونم چرا
حواسم از خورشید برگشت و به چشمای تو خیره شدم وتو به خورشید
خورشید از چشمای تو داشت طلوع میکرد

غرق این لحظه ابدی شدم که خدا برای همیشه بهم هدیه داده بود!
امضا: امضا نمیکنم
meysam000
meysam000
میدان امام خمینی-خیابان کوشک مصری-موزه عبرت

از روزگار قدیم ایران ماها فقط صفحه گرامافون و صداهای خسته امثال بدیع زاده و کرسی و کافه و عرق و شهین و لوطی بازی و کت شلوار مشکی و کلاه شاپو و عشق و کاباره و اینا رو میدونیم.
پیشنهاد که دادم دوست نداشتی بریم
-بیا بریم موزه عبرت
+ولش کن اونجا انرژی منفی داره
-برای همین باید بریم

به هر ضرب و زوری بود بردمت
موزه عبرت که اسم الانشه قبل انقلاب کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک بود
شکنجه گاه ساواک
وقتی رفتیم داخلش انگار سفر کردیم به 40 سال قبل
آلمانیا زاویه دیوارای این زندان و یه جوری ساخته بودن که صدای ناله و جیغ 10برابر انعکاس پیدا میکرد همه جاش
وقتی از داخل اتاقای شکنجه رد میشدیم رنگت سفید شده بود.
چه شکنجه هایی،شوک الکتریکی،شلاق،آویزون کردن صلیبی و ...
وقتی رسیدیم به اتاق آپولو بدنت شروع کرد به لرزیدن
از لبات داشت خون میومد
اما وقتی رسیدیم به قفس داغ دیگه نتونستی و ...
سنگینی قدما و خنده های آرش و دکتر حسینی و منوچهری و رسولی میشد حس کرد
صدای ناله و جیغای کسایی که داشتن شکنجه میشدن هم همینطور!

کمیته مشترک جاییه که حتی میشه به تاریخ درس عبرت داد!
امضا: امضا نمیکنم
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.147.241.171