دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 24 لایک
meysam000

هر چیزی لازم بود بپرسید. [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
meysam000
میثم
1137 امتیاز
کاربر ايما
1361-09-25
مرد - مجرد
اسلام
کارشناسی
رفته ام
نمیکشم
s60
504
مهندسی عمران

دنبال کنندگان

26 نفر

طرفداران

24 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل meysam000:
_
meysam000
meysam000
حتما قسمت اینطور بوده.حکمتی داشته.
قسمت و حکمت. این کلمات نفرین شده.
امضا: امضا نمیکنم
3 لایک:
meysam000
meysam000
زندگی ساده است.معنای زیبایی دارد
اگر به دقت نگاه کنیم اگر کمی ژرف تر نگاه کنیم،زندگی یک لبخند از اعماق قلب است،
زندگی به ستاره ها،به ماه، به ابرها، نگاه کردن است
زندگی همان لذتی است که با نفس کشیدن در هوای بارانی عایدمان می شود
زندگی همان خنداندن یک انسان است. زندگی راه رفتن ها و افتادن ها و باز بلند شدن های یک کودک است
زندگی قدم زدن در هوای باران و برف، لرزیدن در سرمای زمستان،لمس آفتاب داغ تابستان،زندگی همان احساسی ست که وقتی باد بهاری به صورتت می وزد.
زندگی همان لحظه هایی است که در سختی ها، قلبهایمان به هم نزدیک می شود.
زندگی نوشتن است.زندگی جستجوی حقیقت است.
زندگی همان گفتن های ساده دوستت دارم به عزیزان است

و زندگی همان عشق است که نامش عوض شده
و بدون آن نفس کشیدن است نه زندگی
امضا: امضا نمیکنم
3 لایک:
meysam000
meysam000
تهران امروز-تهران 5سال پیش

بارون امروز همه رو از توکوچه خیابون و هر جا که بودن جمع کرد برد خونشون

انگار نوبت منه.باید برم
رفتم پارک چینگر.ماشین و پایین در شرقی پارک کردم.ساعت شاید نزدیک 5 اینطورا بود
از غرب تاشرق پارک قدم زدم.به لطف این سیلی که خدا از آسمون فرستاده بود هیچکس نبود.
2-3ساعتی گذشت.کلا خیس بودم و آب روی صورتم راه افتاده بود.یا بقول خودت:
-عزیزم صورتت آبشاری شده بزار پاکش کنم
نیستی که پاکش کنی.گذاشتم این چند ساعت همونجور روون راهشو از روصورتم بگیره بره
یکم احساس سرما میکردم
خب میدونی که چند ساله عصر یخبندون برای من شروع شده

رفتم همون جای همیشگی تو جنگل.چوب پیدا کردم یه چندتایی و آتیش روشن کردم.
بارون آرومتر شده بود
آتیشم داشت جون میگرفت
همون صدایی که عاشقش بودی رو میده.
-خیلی صدای جلز ولز بارون و رو آتیش دوست دارم
الان میشنویش؟نه؟

شعله ها رقصون آتیش من و میبرد به همون بهاری که رفت
با همین بارون و همین آتیش کوچولو

نمیتونستم از آتیش چشم بردارم

یادته
به خنده میگفتیم:
-+من و تو آتیش همیشه یه مثلث بی نقصیم

اما حالا من و آتیش...فقط میشیم یه خط که ته نداره

شبه.ساعت 10شد
امضا: امضا نمیکنم
6 لایک:
meysam000
meysam000
و گفت: زبان ترجمان دل است
و روی تو آینه دل توست
بر روی تو پیدا شود هر آنچه در دل پنهان داری
امضا: امضا نمیکنم
7 لایک:
meysam000
meysam000
دیدم به خواب نیمه شب خورشید و مه را لب به لب
تعبیر این خواب عجب ای صبح خیزان چون کنید
دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زنگان بشکند
از زلف لیلی حلقه ای بر گردن مجنون کنید
امضا: امضا نمیکنم
8 لایک:
meysam000
meysam000
بازار تهران-بازار فرش فروش ها-اواخر 90

ما که اهل خرید عید نبودیم.اما شوروشوق خرید و انرژی مردم و دوس داشتیم
ایستگاه 15 خرداد

حتی نمیشه تو راسته بازار راه رفت.هرطرفی یکی داره هوار میکشه که آی بدو بیا که تموم شد و دیگه گیر نمیاد.بهترین حراجی آخر سال و...از این حرفا

بازار فرش فروشا اما همیشه برات جذاب بود
انقدر که دیگه اندازه حاجی بازاریا از مدل به مدل فرش سر در میاوردی
از ترکمن و خشتی و محرابی بگیر برو تا ایلی و شکارگاهی و درختی
البته نگاه یه سری از این حاجیا که یکم هیز بودن منو اذیت میکرد،اما خب تو فرش دوس داشتی و تنها هم دوس نداشتی بیای. دوس داشتی بهم توضیح بدی فرق این طرح با اون یکی چیه.
حتی برای 10مین بار
هر چقدر بیشتر تکرار میکردی بیشتر محوت میشدم
-میدونی اینا هویت ماست.این نقشای بته و اسلیمی هر کدوم به سرانگشتای آدمایی پیوند حورده که همشون عاشق بودن.بدون عشق نمیشه همچین چیزی خلق کرد.
+اوهوم

نگاه کردن تو...
تو اون موقع ها که رو فرش دست میکشیدی. فرشا رو بو میکردی.بوی کهنگی که هر جفتمون دوسش داشتیم
چشمات و میبستی و میرفتی پیش بافنده هایی که شاید هیچوقت دیده نشدن اما تو حسشون کردی
امضا: امضا نمیکنم
9 لایک:
meysam000
meysam000
روزای آخر اسفند
و بوی خاک
امضا: امضا نمیکنم
7 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.196.107.244