دیجیتال ویترین اشتراک VIP

توضیحات گروه

اפســـآس مے کنــــــم وقتـــے
مـــے نویســـم פֿבآ چشمهـــآیش رآ
مـــے گیـــرב.. . وقتـے مـے פֿـــوآنـم گوشهـــآیش رآ...פֿــــבآ هــــم ازפـــرفهـــآے تکـــرآرے ام פֿستـــہ شــــבه استــ

کاربران گروه

1647 نفر

طرفداران

490 نفر

آخرین بازديدکنندگان گروه

مدیران گروه

3 نفر

فروشگاه شارژ ایما

ملـפבے سـکـ ـפ تــ ــ

گروه عمومی · 1647 کاربر · 58769 پست · شناسه گروه: 1227 · دسته بندی: شخصی

شعار ملـפבے سـکـ ـפ تــ ــ :
_

مطالب ارسال شده در گروه ملـפבے سـکـ ـפ تــ ــ

[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]


بی خوابی شاید دلیلش یک درد باشد

درد جسمی ،

شاید یک درد روحی

اصلا شاید بی خوابی دلیلش افکاری باشد

که به روح و روانت تجاوز می‌کند

و هرگز ارضا نمی شود

بی خوابی هر‌ چه هست یک زهر است

زهری که به یادت می اندازد

یک جای کار میلنگد

کسی که شب ها نمی خوابد

یعنی از روز و روزگارش راضی نیست

در تاریکی شب دنبال چیزی می گردد

که در روشنی روز هرگز به دست نیاورده

دلیل بیخوابی مهم است

ولی در اصل ماجرا فرقی ندارد

درد ها فرق دارند ،

ولی درد دارند

بی خوابی دلیلش هر چه که باشد یعنی درد وجود دارد

یک درد روحی

حتی اگر یک‌ درد به ظاهر کوچک باشد

‌ یا ناشناخته ،

می تواند

تا صبح تو را بیدار نگه دارد . . .


[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
Instagram me : ali.darvish.zadeh
حواسم از خیال تو پرت نمیشود چرا
چرا همیشه پیش رویی:|
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش …!
دل زمن بردی و پرسیدی که دل گم کرده ای؟؟!!
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش …!
من سخت نمیگیرم
سخت است جهان بی تو
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش …!
[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]

دلم هم دیگر با خودم راه نمـــــی آید!

قدم میزند در خیال تو . . .

[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
Instagram me : ali.darvish.zadeh
دیدگاه 6 دیدگاه لایک 19
+10
وقتی که حرف می زنیم
بیشتر می خواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را.
کسی که قانع شده باشد،
کسی که به اندیشه های خود ایمان داشته باشد،
اصلا حرف نمی زند.

Mirror
[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]

نوري به زمين فرود آمد

دو جاپا بر شن‌هاي بيابان ديدم

از كجا آمده بود؟

به كجا مي رفت؟

تنها دو جاپا ديده مي شد

شايد خطايي پا به زمين نهاده بود

ناگهان جاپاها براه افتادند

روشني همراهشان مي‌خزيد

جای پاها گم شدند ،

خود را از روبرو تماشا كردم

گودالي از مرگ پر شده بود

و من در مرده خود براه افتادم !

صداي پايم را از راه دوري مي‌شنيدم ،

شايد از بياباني مي‌گذشتم ؛

انتظاري گمشده با من بود !

ناگهان نوري در مرده‌ام فرود آمد

و من در اضطرابي زنده شدم

دو جاپا هستي‌ام را پر كرد !

از كجا آمده بود؟

به كجا مي‌رفت؟

هیچ نمیدانم . . .

[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
Instagram me : ali.darvish.zadeh
دیدگاه 1 دیدگاه لایک 25
+16
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.167.243.214