دیجیتال ویترین اشتراک VIP
آفلاین 137 لایک
محمد

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
محمد
مرد - مجرد
1372-05-07
وزن: 74 - قد: 176
تو اهل کدام شهری؟ من اهلِ دوست داشتنم...!
اسلام
کارشناسی ارشد
دانشجو
نرفته ام
نمیکشم
حرفه اي
19697 امتیاز

دنبال کنندگان

150 نفر

طرفداران

137 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي کاردان عضو فعال حرفه اي

کد QR شخصی

عاشق نیستم ولی عاشقین رو دوست دارم گاهی ساده ترین کلمات نیز از ذهنم می گریزد و جز سلام یارای گفتن هیچ حرفی ندارم و سکوت بیانگر حرف هایی میشود که سالیانیست گفتنش برایم آرزوست میگویند ، همه میگویند سکوت یعنی هیچ حرفی اما من می گویم می گویم سکوت یعنی فریاد فریادی پر از احساس
من حرفایم را ساده میگویم یادت هست آن روز را ؟ اگر خاطرت را یاد کنی میبینی که آن روز ساده گفتم: دوستت دارم و تو ساده رهایم کردی. من با خود عهد بسته ام بعد از تو ،

من حرفایم را ساده میگویم یادت هست آن روز را ؟ اگر خاطرت را یاد کنی میبینی که آن روز ساده گفتم: دوستت دارم و تو ساده رهایم کردی. من با خود عهد بسته ام بعد از تو ،
11373_TVXzD0MC.jpg
امشب دلی شکسته دارم ساقی
چشمی به خون نشسته دارم ساقی
دردی که جزمی تودرمان نیست
حرفی که دیگر از کسی پنهان نیست
امشب دلی شکسته دارم ساقی
چشمی به خون نشسته دارم ساقی
امشب دلم سبو، سبو می خواهد
گیرا تر از دوچشماومی خواهد
امشب دلی شکسته دارمساقی
چشمی به خون نشسته دارمساقی
ای وای اگر شکسته دلبرگردم
در پیشتم اگر خجل برگردم
دیگرستاره ای ندارم ساقی
صبح دوباره ایندارم ساقی
امشب دلی شکسته دارم ساقی
چشمی به خون نشسته دارم ساقی
tanhaii-aks-98love.ir.jpg
دیدگاه 5 دیدگاه لایک 6
سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش

مستانه شد حديثش پيچيده شد زبانش

گه می فتد از اين سو گه می فتد از آن سو

آن کس که مست گردد خود اين بود نشانش

چشمش بلای مستان ما را از او مترسان

من مستم و نترسم از چوب شحنگانش

ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه

برجه بگير زلفش درکش در اين ميانش

انديشه ای که آيد در دل ز يار گويد

جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش

آن روی گلستانش وان بلبل بيانش

وان شيوه هاش يا رب تا با کيست آنش

اين صورتش بهانه ست او نور آسمانست

بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش

دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد

پس اين جهان مرده زنده ست از آن جهانش
[لینک ضمیمه]
غریب است دوست داشتن.

وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده ؛

به بازیش می‌گیریم

هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر،

هر چه او دل نازک‌تر ، ما بی رحم ‌تر .

تقصیر از ما نیست ؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند
2whl27ac1ir27vo2yjx.jpg
” تــــــــــ❥ــــــــو ”

تنهــــا دعـــای قشنــــگ منــــی

مبــــادا کســـی از خـــدا ،

بـــــی خبــــر بــــرای خـــودش، آرزویــــت کنــــد …...
boy-couple-girl-guitar-love-wall-Favim.com-44706_large.jpg
از مولانا
ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم

دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم

گر ز داغ هجر او دردی است در دل‌های ما

ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم

چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش

پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم

آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق

میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم

او به آزار دل ما هر چه خواهد آن کند

ما به فرمان دل او هر چه گوید آن کنیم

این کنیم و صد چنین و منتش بر جان ماست

جان و دل خدمت دهیم و خدمت سلطان کنیم

آفتاب رحمتش در خاک ما درتافته‌ست

ذره‌های خاک خود را پیش او رقصان کنیم

ذره‌های تیره را در نور او روشن کنیم

چشم‌های خیره را در روی او تابان کنیم

چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست

در
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.80.96.153