دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 76 لایک
مبینا

خونسرد$کم توقع$دست و پا چلفتی$کمی مغرور حسود$تنبل$چشم عسلی باموهای لخت بلند [درباره من]

اطلاعات

سایر اطلاعات
مبینا
1720 امتیاز
عضو رسمي
1379-12-15
زن - مجرد
اسلام
تهران - تهران
طراح گرافیک.دروغ گفتم این آرزوم بود
وزن: 50 - قد: 160
زن هستم و سربازی ندارم
نمیکشم
بماند
ما ازین شانسا نداریم
هنر-پینگ پونگ-و حتی شما دوست عزیز

دنبال کنندگان

118 نفر

طرفداران

76 نفر

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

حرف دل مبینا:
_
مبینا
مبینا
اونایی که اسمشون مبینا هستش برن این اهنگه رو دانلود کنن خیلی باحاله
[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
امضا: مهم نیست که قشنگ نیستی..........قشنگ اینه که مهم نیستی.......... برگردید و دوباره بخوانید
9 لایک:
مبینا
مبینا
پست قبلیم به این قشنگی.اون وخ یه دونه لایک؟این انصافه؟
امضا: مهم نیست که قشنگ نیستی..........قشنگ اینه که مهم نیستی.......... برگردید و دوباره بخوانید
9 لایک:
مبینا
مبینا
ای پسره
ابرو برداشتنتو تحمل کردم
سلام چطول مطولیتو تحمل کردم
اغا اصن به درک،سگ خورد،میری مهمونی حالا چی بپوشمت هم تحمل میکنم
ولی دیگه دست مامانتو می گیری میری خریدو نمی تونم هضم کنم به مولا
امضا: مهم نیست که قشنگ نیستی..........قشنگ اینه که مهم نیستی.......... برگردید و دوباره بخوانید
8 لایک:
مبینا
مبینا
این داستان واقعیه ها.یه زنه بعد از اینکه اون هواپیمائه سقوط کرده داشته به زن همسایه تعریف می کرده که شوهر منم امروز پرواز داشت.
بعدش تو اون جنازه هایی که با برانکارد میاوردن زنه شوهرشو دیده که یه طرف صورتش رفته بود کلا
بعد زنه هم همون جا سکته کرده مرده
امضا: مهم نیست که قشنگ نیستی..........قشنگ اینه که مهم نیستی.......... برگردید و دوباره بخوانید
6 لایک:
مبینا
مبینا
یه دخی خوب باس شلوار شیش جیب با کتونی بپوشه.مثه من
امضا: مهم نیست که قشنگ نیستی..........قشنگ اینه که مهم نیستی.......... برگردید و دوباره بخوانید
10 لایک:
مبینا
مبینا
بچه ها میگم فرناز رهنما خواهر بهاره رهنماس؟
امضا: مهم نیست که قشنگ نیستی..........قشنگ اینه که مهم نیستی.......... برگردید و دوباره بخوانید
9 لایک:
مبینا
مبینا
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت.

سگ هم کیسه را گرفت و رفت.

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.
قصاب به دنبالش راه افتاد.
سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد.
قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.

اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره آنرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد.
قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.
بقیه دیدگاه
امضا: مهم نیست که قشنگ نیستی..........قشنگ اینه که مهم نیستی.......... برگردید و دوباره بخوانید
8 لایک:
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.81.166.154