دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
آفلاین 46 لایک
پرستو


اطلاعات

سایر اطلاعات
پرستو
831 امتیاز
کاربر ايما
1368-03-13
زن

دنبال کنندگان

52 نفر

طرفداران

46 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما

کد QR شخصی

فروشگاه شارژ ایما

پرستو
پرستو
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگرپس زده پیوندش را

6c4k
پرستو
پرستو
خدا با اسم اعظم یا علی گفت
ملک در اولین دم یا علی گفت

عجب سری است در خلقت که از خاک
چو برمی خاست آدم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد
کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

مسیحا دم از آن گردید عیسی
که در دامان مریم یا علی گفت

محمد در شب معراج برخاست
به قصد قرب اعظم یا علی گفت

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت
به مجنونی رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است
که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت
دعایی کرد و او هم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد
به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمی شد
گمانم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد
یقین آنجا علی هم یا علی گفت
1436357195483455_large.jpg
پرستو
پرستو
چو به دوست دل سپردم به خود این گمان نبردم

که نه بخت وصل دارم نه تحمل جدائی


" دکترصدارت "

[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
پرستو
پرستو
در کنـج دلم عشق کسی خـانـه نــدارد
کس جـای در این خانه‌ی ویـرانـه نــدارد
دل را بـه کـف هـر که نـهــم باز پـس آرد
کــس تــاب نـگـهـــــداری دیـوانـه نــدارد
در انجـمــن عقــل‌فـروشــان ننـهــم پـای
دیـوانــه ســر صــحــبـــت فـرزانـه نــدارد
تـا چـنــد کـنــی قصـه ز اسکنـــدر و دارا
ده روزه‌ی عمـر این‌همـه افسـانـه نــدارد
از شاه و گدا هرکه درین میکده ره یافت
جـز خــون دل خـویـش به پیمـانـه نــدارد


[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
پرستو
پرستو
همچون انار، خونِ دل از خویش میخوریم

غم پروریم؛ حوصلۀ شرحِ قصه نیست...

[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
پرستو
پرستو
مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد
تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد
نه بلای جان عاشق شب هجرتست تنها
که وصال هم بلای شب انتظار دارد
تو که از می جوانی همه سرخوشی چه دانی
که شراب ناامیدی چقدر خمار دارد
نه به خود گرفته خسرو پی آهوان ار من
که کمند زلف شیرین هوس شکار دارد
مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن
که هنوز وصله دل دو سه بخیه کار دارد
دل چون شکسته سازم ز گذشته های شیرین
چه ترانه های ه محزون که به یادگار دارد
غم روزگار گو رو پی کار خود که ما را
غم یار بی خیال غم روزگار دارد
گل آرزوی من بین که خزان جاودانیست
چه غم از خزان آن گل که ز پی بهار دارد
دل چون تنور خواهد سخنان پخته لیکن
نه همه تنور سوز دل شهریار دارد
پرستو
پرستو
ما همه بشر بودیم!...
تا اینکه
نژاد!
ارتباطمان را برید!!
مذهب!
از یکدیگر جدایمان ساخت!!
سیاست!
بینمان دیوار کشید!!
و ثروت!
از ما طبقه ساخت
همه آزادی میخواهند بی آنکه بدانند اسارت چیست!
اسارت به میله های دورت نیست.
به حصارهای دور تفکرت است!

صادق هدایت
صفحات: 1 2 آخرین صفحه
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.158.30.219