دیجیتال ویترین اشتراک VIP
آفلاین 46 لایک
پرستو


اطلاعات

سایر اطلاعات
پرستو
زن
1368-03-13
کاربر ايما
831 امتیاز

دنبال کنندگان

52 نفر

طرفداران

46 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما

کد QR شخصی

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگرپس زده پیوندش را

6c4k
دیدگاه 12 دیدگاه لایک 29
+20
خدا با اسم اعظم یا علی گفت
ملک در اولین دم یا علی گفت

عجب سری است در خلقت که از خاک
چو برمی خاست آدم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد
کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

مسیحا دم از آن گردید عیسی
که در دامان مریم یا علی گفت

محمد در شب معراج برخاست
به قصد قرب اعظم یا علی گفت

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت
به مجنونی رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است
که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت
دعایی کرد و او هم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد
به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمی شد
گمانم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد
یقین آنجا علی هم یا علی گفت
1436357195483455_large.jpg
دیدگاه 6 دیدگاه لایک 50
+41
چو به دوست دل سپردم به خود این گمان نبردم

که نه بخت وصل دارم نه تحمل جدائی


" دکترصدارت "

[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
دیدگاه 9 دیدگاه لایک 49
+40
در کنـج دلم عشق کسی خـانـه نــدارد
کس جـای در این خانه‌ی ویـرانـه نــدارد
دل را بـه کـف هـر که نـهــم باز پـس آرد
کــس تــاب نـگـهـــــداری دیـوانـه نــدارد
در انجـمــن عقــل‌فـروشــان ننـهــم پـای
دیـوانــه ســر صــحــبـــت فـرزانـه نــدارد
تـا چـنــد کـنــی قصـه ز اسکنـــدر و دارا
ده روزه‌ی عمـر این‌همـه افسـانـه نــدارد
از شاه و گدا هرکه درین میکده ره یافت
جـز خــون دل خـویـش به پیمـانـه نــدارد


[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
دیدگاه 6 دیدگاه لایک 47
+38
همچون انار، خونِ دل از خویش میخوریم

غم پروریم؛ حوصلۀ شرحِ قصه نیست...

[لينک فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
دیدگاه 3 دیدگاه لایک 45
+36
مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد
تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد
نه بلای جان عاشق شب هجرتست تنها
که وصال هم بلای شب انتظار دارد
تو که از می جوانی همه سرخوشی چه دانی
که شراب ناامیدی چقدر خمار دارد
نه به خود گرفته خسرو پی آهوان ار من
که کمند زلف شیرین هوس شکار دارد
مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن
که هنوز وصله دل دو سه بخیه کار دارد
دل چون شکسته سازم ز گذشته های شیرین
چه ترانه های ه محزون که به یادگار دارد
غم روزگار گو رو پی کار خود که ما را
غم یار بی خیال غم روزگار دارد
گل آرزوی من بین که خزان جاودانیست
چه غم از خزان آن گل که ز پی بهار دارد
دل چون تنور خواهد سخنان پخته لیکن
نه همه تنور سوز دل شهریار دارد
دیدگاه 4 دیدگاه لایک 41
+32
ما همه بشر بودیم!...
تا اینکه
نژاد!
ارتباطمان را برید!!
مذهب!
از یکدیگر جدایمان ساخت!!
سیاست!
بینمان دیوار کشید!!
و ثروت!
از ما طبقه ساخت
همه آزادی میخواهند بی آنکه بدانند اسارت چیست!
اسارت به میله های دورت نیست.
به حصارهای دور تفکرت است!

صادق هدایت
دیدگاه 6 دیدگاه لایک 23
+14
صفحات: 1 2 آخرین صفحه
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.166.141.69