دیجیتال ویترین اشتراک VIP
آفلاین 30 لایک
reza


اطلاعات

سایر اطلاعات
reza
مرد - مجرد
1376-12-18
خراسان شمالی - بجنورد
اسلام
نرفته ام
عضو رسمي
3011 امتیاز

دنبال کنندگان

36 نفر

طرفداران

30 نفر

بازديدکنندگان پروفايل

توضیحات
vip

مدال های کاربر

کاربر ايما عضو رسمي

کد QR شخصی

حرف دل reza:
_
مست مستم، لیک مستی دیگرم..!
امشب از هر شب؛ به تو عاشق ترم..!

راست گویم، یک رگم هشیار نیست..
مستم اما، جام و می در کار نیست..

مست عشقم، مست شوقم، مست دوست..
مست معشوقی که عالم، مست اوست..!

نیمه شب ها سیر عالم کرده ام ؛
رو به ارواح مکرم کرده ام..

نغمه مرغ شبم پر می دهد ؛
سیر دیگر، حال دیگر می دهد..

ساقیم، پیمانه را لبریز کرد..
باده خود را، شررانگیز کرد..

حالت مستی و مدهوشی خوش است..
واز همه عالم، فراموشی خوش است..

مستی ما گر ندانی دور نیست ؛
مستی ما، زاده انگور نیست..!

مست عشقم، مست شوقم ،مست دوست !
مست معشوقی که عالم ،مست اوست
شاهکار استاد شهريار:
گفته بودم بي تو مي ميرم ، ولي اين بار نه
گفته بودي عاشقم هستي ، ولي انگار نه

هرچه گويي دوستت دارم ، به جز تکرار نيست
خو نمي گيرم به اين ، تکرارِ طوطي وار نه

تا که پا بندت شوم از خويش مي راني مـــرا
دوست دارم همدمت باشم ، ولي ســــربار نه

دل فروشي مي کني ، گويا گمان کردي که باز
با غرورم مي خرم آن را ، در اين بازار نه

قصد رفتن کرده اي ، تا باز هـم گويم بمان
بار ديگر مي کنم خواهش ، ولي اصرار نه

گه مـرا پس مي زني ، گه باز پيشم مي کشي
آنچه دستت داده ام نامش دل است ، افسار نه
ميروى اما خودت هم خوب ميدانى عزيز
ميکنى گاهى فراموشم، ولى انکار نه
سخت ميگيرى به من، با اينهمه از دست تو
ميشوم دلگير شايد نازنين، بيزار نه
بده آن قوطی سرخاب مرا
تا زنم رنگ به بی رنگی ِ خویش
بده آن روغن ، تا تازه کنم
چهره پژمرده ز دلتنگی خویش
بده آن عطر که مشکین سازم
گیسوان را و بریزم بر دوش
بده آن جامه ی تنگم که کسان
تنگ گیرند مرا در آغوش
بده آن تور که عریانی را
در خَمَش جلوه دو چندان بخشم
هوس انگیزی و آشوبگری
به سر و سینه و پستان بخشم
بده آن جام که سرمست شوم
به سیه بختی خود خنده زنم :
روی این چهره ی ناشاد غمین
چهره یی شاد و فریبنده زنم
وای از آن همنفس دیشب من-
چه روانکاه و توانفرسا بود
لیک پرسید چو از من ،‌ گفتم :
کس ندیدم که چنین زیبا بود !
وان دگر همسر چندین شب پیش
او همان بود که بیمارم کرد :
آنچه پرداخت ، اگر صد می شد
درد ، زان بیشتر آزارم کرد .
پُر کس بی کسم و زین یاران
غمگساری و هواخواهی نیست
لاف دلجویی بسیار زنند
لیک جز لحظه ی کوتاهی نیست
نه مرا همسر و هم بالینی
که کشد دست وفا بر سر من
نه مرا کودکی و دلبندی
که برد زنگ غم از خاطر من
آه ، این کیست که در می کوبد ؟
همسر امشب من می آید !
وای، ای غم، ز دلم دست بکش
کاین زمان شادی او می باید !
لب من - ای لب نیرنگ فروش -
بر غمم پرده یی از راز بکش !
تا مرا چند درم بیش دهن
دیدگاه 1 دیدگاه لایک 4
این شعر فردوسی رو بخونید که ۹۰۰ سال پیش سروده و دل و تن آدم رو ميلرزونه:

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن ، کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ٔ ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما؟
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان؟
چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟
خرد را فکندیم این سان ز کار
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز ، خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن
دیدگاه 1 دیدگاه لایک 5
ناز کن نقاشیم بد نیست،نازت میکشم
مثل یک آهو که نه مانند بازت میکشم

تار موهای تو کوک و ضرب قلبم کوک تر
با اجازه لحظه ای دستی به سازت میکشم

سر لبهای تو عالم را به زانو میکشد
باجسارت یک سرک هم من به رازت میکشم

قبله گاه کافران چشمان رنگین تو است
این جماعت را به صف وقت نمازت میکشم

نازداری نازنین نازت بنازم ناز کن
ناز کن من یک هنرمندم که نازت میکشم
از کوزه گری ، کوزه خریدم، باری

آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری

شاهی بودم ، که جام زرینم بود

اکنون شده ام کوزه هر خماری

خیام
استاد شهریار "

راه کج بود نشد تا به ديارم برسم
فال من خوب نيامد که به يارم برسم

بي‌قراري رسيدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم

شهرياري پر از اندوه ثریا هستم
شايد آخر سر پيري به نگارم برسم

استخوان سوز سياهي زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم

عشق هرروز دلم را به کناري مي‌برد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم

مرگ دل‌بستگي آخر دنياي من است
مي‌روم شايد روزي به مزارم برسم
صفحات: 1 2 3 4 5 آخرین صفحه
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.196.190.32