دیجیتال ویترین
اشتراک VIP

لایک شده توسط 13 کاربر

دیدگاه کاربران برای این پست
┆ XxAηGеlxX ┆

از وقتــے یادم میاد تولدم همیشه تو خونـﮧ پدربزرگم بود اونوقتا کـﮧ مدرسـﮧ میرفتم



بهترین روزام تعطیلات تابستونــے بود کـﮧ حسابی بهم خوش میگذشت!



ذوق زده از اینکـﮧ دایــے من و خیلے دوس داره و هرکارے بخوام برام انجام میده!!



میرفتم اونجا بـﮧ شوق اینکـﮧ مامان میزاره هرچقدر دوستـ دارم تاب بازـے کنم و



به خاک و خولی شدن لباسام گیر نمیده!!



البتـﮧ بماند کـﮧ وقتــے برمیگشتیم مامان کلــے دعوام میکرد کـﮧ از بس موندــے تو حیاط آفتاب پوستت و سوزوند-_-



رفتـﮧ رفتـﮧ تولد تو خونه آقاجون تبدیل شد بـﮧ جشن تو خونـﮧ خودمون



اخـﮧ دیگـﮧ مسافراتامون اونقدر طولانــے نبود کـﮧ اونجا باشیم و



چندسالــے میشـﮧ کـﮧ دیگـﮧ نـﮧ خبرــے از اون شوق بچگانـﮧ من هست نـﮧ



خبرــے از هدیـﮧ هاــے مادربزرگ دیگـﮧ اصرارــے ندارم بـﮧ اینکـﮧ میخوام تاب بازــے کنم



مامان توروخدا دو دیقه دیگه!!



هدیـﮧ هایــے کـﮧ عروسک و خرس بودن تبدیل شدن بـﮧ عطر و ساعت و دستبند...



جز شمعایِ رو کیک هدیـﮧ هام نشون میدادن کـﮧ من بزرگ شدم بـﮧ قولِ مامانم خانم شدم!



تولد 21 سالگیم وقتــے وحید شمع و گذاشت رو کیک مامان با تعجب گفت لیلا بیست و یک سالت تموم شد؟!



بـﮧ وحید گفتم بیست سالگــے بـﮧ بعد چجورــے میگذره؟!



گفت بیست تا ســے خیلی زود میگذره ازش لذت ببر و خوب استفاده کن!!



چند روز پیش کـﮧ هدیـﮧ تولدم و داد دستم و با نهایت کنجکاوــے داشتم بازش میکردم پرسید :



لیلا از بیست سالگــے بـﮧ بعد چجورــے داره میگذره؟!



ذوق زده از دیدن هدیـﮧ اش گفتم کنار تو خیلــے خوب میگذره!!




آره زندگــے کناره کسایــے کـﮧ دوستت دارن خیلــے خوب و خوش میگذره میونِ همـﮧ مشکلات!

1396/06/11 - 23:29 ·
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.158.21.160