دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
‏با یه دختر دوست بودم اسمش عاطفه بود, این جشن عاطفه ها هم کادو میخواست, حالا هی من میگفتم بابا بخدا این جشن واسه لوازم التحریر نیازمنداس
امضا: مردها هر کدام وقتی درختِ غرورشان تبر میخورد گریه هاشان فرق میکند بی اشک بی صدا بعضی ها سیگار میکشند بعضی ها شاعر میشوند و بعضی ها میخندند! تصور کن من را شاعری سیگار به دست که بیهوده میخندد...
1396/06/22 - 21:32 · شناسه پست: 10784702 · گزارش تخلف

لایک شده توسط 5 کاربر

طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.224.18.114