دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
هرچی ازش میپرسیدی در جوابت میگفت : آره ...
میگفتم : منو میشناسی؟ میگفت : آره ...
میگفتم : اینجا خوبه برات ، راحتی ؟ میگفت : آره ....
میگفتم : خوشحالی که اینجایی ؟ میگفت : آره ...
میگفتم : می خوای بریم بیرون یه دوری بزنیم ، دلت واشه ....
اونوقت ، جیغ میکشه و داد و فریاد می کنه که نه! نه! نه!

بعداً دلیلش رو پرستار آسایشگاه میگه که :
آخه ، با همین بهونه آوردنش ، سرای سالمندان.....
امضا: مراقب حرفهایت باش... وقتی زده شدند... فقط قابل بخشش هستند نه فراموش شدن
1396/10/21 - 16:28 در گروه بگوسییییییییب · شناسه پست: 10869383 · گزارش تخلف

لایک شده توسط 11 کاربر

دیدگاه کاربران برای این پست
maria74

خیییلی قشنگ بود

1396/10/21 - 16:33 توسط موبایل·
مهران

ممنونم

1396/10/21 - 16:33 ·
maria74

خواهش میکنم

1396/10/21 - 16:34 توسط موبایل·
soori

چ غمناک

1396/10/21 - 19:02 توسط موبایل·
soori

عالی بود گلم

1396/10/21 - 19:03 توسط موبایل·
مهران

ممنونم سوری جان نگاتون عالیه

1396/10/21 - 21:37 توسط موبایل·
soori

قربانت مهران جان

1396/10/23 - 12:21 توسط موبایل·
soori

خودت گلییییی ک

ممنونم

1396/10/23 - 12:25 توسط موبایل·
مهران

خواهش ميكنم

1396/10/23 - 12:26 ·
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.158.248.112