دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
یه دل نوشته زخمی از من

1397/01/16 - 19:12 · شناسه پست: 10906544 · گزارش تخلف

لایک شده توسط 104 کاربر

دیدگاه کاربران برای این پست
محمد

دلم می شکند با هر بار فرو ریختن



دلم می پوسد از هر بار تنهایی



گاه فکر می کنم ادم ها جز زخم چه دردی بر پیکرم وارد می سازند



گاه بی صدا



پشت هقهقه های ساده



گاه برای چندمین بار می شکنم



دلم می لرزد برای نوشتن حرف هایی که



پشت میله های سینه ام



در حال انفجاری است به وسعت آتشفشان



گاه می خواهم بروم



بپیمایم تمام سنگ فرش های شهرم را



گاه پیاده با هدفونی پر از آهنگ های منتخب سال



با بسته ای سیگار بهمن



با یک بسته کبریت



گاه بپیمایم تمام قفسه سینه ام را



گاه بدرم تمام هست و نیست اندامم را



گاه طلوع خورشید را کنار کوهی ببینم به بلندای غروبش



گاه خسته ام از چیزی به نام انسانیت



گاه هقهقه هایم بی صدا فرو می نشیند بر لب های خشک شده ام



زردی سبیل هایم را فوت می کنم تا ذرات زرد نیکوتین را در هوا منتشر سازم

گاه یخ کند چایی که بار هزارم ریخته ام در فنجان قهوه ای ام

بیماری از درون مرا می خورد



بر پیکرم خط می کشد



گاه بودنت را التیام زخم هایم می دانم



از شمال و جنوب شهرم رد پای سنگی پیکر زخمی ام را جولان می دهم



چه غریب می شوم میان تن های مجازی



دلم گاه کسی را می خواهد به بلندای تو مرهمی باشد بر درد های چند ساله ام



گاه هفتاد سال است 32 ساله ام



گاه دلم مرگ می خواهد به وسعت بمباران شیمیای هیروشیما







گاه انفجار دماوند ها میان پیکر تنهایی ام







گاه درد های سالانه میانه گیسوان سپیدم







در ژرف نگاهم کودکی پیر در حال بازی کودکانه است







و چه راحت اغوش مادرانه ات را می خواهم برای گریستن







می نویسم از تمام درد هایی که با بودنت گرد و غباری بیش نیست







گاه دوست دارم جای تو باشم







بیایم و بمانم

1397/01/17 - 17:18
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.198.126.110