دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
یه دل نوشته زخمی از من
امضا: یقین دارم کسی ظرف دعا را جابجا کرده تو را من ارزو کردم . کسی دیگر تو را دارد
1397/01/16 - 19:12 · شناسه پست: 10906544 · گزارش تخلف

لایک شده توسط 74 کاربر

دیدگاه کاربران برای این پست
.

دلم می شکند با هر بار فرو ریختن



دلم می پوسد از هر بار تنهایی



گاه فکر می کنم ادم ها جز زخم چه دردی بر پیکرم وارد می سازند



گاه بی صدا



پشت هقهقه های ساده



گاه برای چندمین بار می شکنم



دلم می لرزد برای نوشتن حرف هایی که



پشت میله های سینه ام



در حال انفجاری است به وسعت آتشفشان



گاه می خواهم بروم



بپیمایم تمام سنگ فرش های شهرم را



گاه پیاده با هدفونی پر از آهنگ های منتخب سال



با بسته ای سیگار بهمن



با یک بسته کبریت



گاه بپیمایم تمام قفسه سینه ام را



گاه بدرم تمام هست و نیست اندامم را



گاه طلوع خورشید را کنار کوهی ببینم به بلندای غروبش



گاه خسته ام از چیزی به نام انسانیت



گاه هقهقه هایم بی صدا فرو می نشیند بر لب های خشک شده ام



زردی سبیل هایم را فوت می کنم تا ذرات زرد نیکوتین را در هوا منتشر سازم

گاه یخ کند چایی که بار هزارم ریخته ام در فنجان قهوه ای ام

بیماری از درون مرا می خورد



بر پیکرم خط می کشد



گاه بودنت را التیام زخم هایم می دانم



از شمال و جنوب شهرم رد پای سنگی پیکر زخمی ام را جولان می دهم



چه غریب می شوم میان تن های مجازی



دلم گاه کسی را می خواهد به بلندای تو مرهمی باشد بر درد های چند ساله ام



گاه هفتاد سال است 32 ساله ام



گاه دلم مرگ می خواهد به وسعت بمباران شیمیای هیروشیما







گاه انفجار دماوند ها میان پیکر تنهایی ام







گاه درد های سالانه میانه گیسوان سپیدم







در ژرف نگاهم کودکی پیر در حال بازی کودکانه است







و چه راحت اغوش مادرانه ات را می خواهم برای گریستن







می نویسم از تمام درد هایی که با بودنت گرد و غباری بیش نیست







گاه دوست دارم جای تو باشم







بیایم و بمانم

1397/01/17 - 17:18 ·
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 23.20.236.61