دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
توبه کردم که دگر شعر نگویم ز فراق

این دل توبه شکن با غم عشقت چه کند؟

1397/02/14 - 21:11 · شناسه پست: 10921761 · گزارش تخلف

لایک شده توسط 2 کاربر

دیدگاه کاربران برای این پست
یاکاموز

توبه کردم که دگر می نخورم در همه حال

حال اگر یار ساقی شود و می بدهد من چه کنم

1397/02/14 - 21:15 ·
پویاااا

هر زمان فالی گرفتم غم نخور آمد ولی



این امید واهی حافظ مرا بیچاره کرد...

1397/02/14 - 21:22 ·
.

توبه کردم که دگر می نخورم

جز امشب فرداشب و شب های دگر

1397/02/14 - 21:24 ·
پویاااا

اين لب و جام پي گردش مي ، ساخته اند



ورنه بي مي ز لب و جام چه سود اي ساقي...

1397/02/14 - 21:26 ·
یاکاموز

ساقی و ساغر و میخانه دگر ما را بس



جرعه ای باده مستانه دگر ما را بس



ما خماریم که هر نیمه ی شب میکده ایم



نوش از باده ی بیگانه دگر ما را بس

1397/02/14 - 21:33 ·
.

شراب شوق می نوشم به گرد يار می گردم

سخن مستانه می گويم ولی هوشيار می گردم

1397/02/14 - 21:33 ·
پویاااا

در حسرت یک باده مستانه بمردیم



ویران شود آن شهر که میخانه ندارد...

1397/02/14 - 21:34 ·
.

مست و هست

به جان جملۀ مستان که مستم

بگیر ای دلبر عیّار دستم

مبادم سر اگر جز تو سرم هست

بسوزد هستیم گر بی تو هستم

1397/02/14 - 21:34 ·
پویاااا

نه شيخ مي‌دهدم توبه ونه پيرمغان مي



‌ زبس كه توبه نمودم زبس كه توبه شكستم...

1397/02/14 - 21:36 ·
یاکاموز

در شهر هزاران می و ساقی و شراب است

افسوس که دل حوصله جام ندارد..

#پاندا

1397/02/14 - 21:36 ·
.

مرا پرسی که چونی؟ بین که چونم

خرابم، بی خودم، مست جنونم

پریزادی مرا دیوانه کردست

مسلمانان که می داند فسونم

1397/02/14 - 21:36 ·
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.224.255.17