دیجیتال ویترین
اشتراک VIP
من از شهر قناريها برايت مريمي آرم

زنم بر گيسوان تو،‌ تو را زيبا بيارايم

تو در جشن اقاقيها غزل خوان دلم هستي

صفاي سينه ات اي گل، ‌تو را از خود نيازارم

تو مستوري و من مهجور آن سيماي زرفامت

كمر رخشان كن آن رويت،‌كه مهرت را به دل كارم

عجب مستي ز چشمانت،‌ شراره مي زند فرياد

چه ميسوزد درون من دمادم از تو اي يارم

شب و شيران شب خفته، ‌فداي خنده ات يك دم

كه گر خاموش بنشيني، ز ابره تير غم بارم

دل شيداي من، ‌ساقي،‌ چه بد منسب شد و هوشيار

چنان مست تو گرديده كه از مشروب بيزارم
امضا: ☆آنقدر شبیه خودت نیستی که تو را با تمام مردم این شهر اشتباه می گیرم!☆
1397/03/14 - 13:19 · شناسه پست: 10936276 · گزارش تخلف

لایک شده توسط 6 کاربر

دیدگاه کاربران برای این پست
Masiha (ناظر سایت)

عاااالی

1397/03/14 - 13:20 ·
اوینار

ممنون{-35-}

1397/03/14 - 13:20 ·
Masiha (ناظر سایت)

تمام آه هر مجنون، فقط دیدار دلبر بود



و من مانند هر مجنون، به یاد دوست گرییدم...



مانا و پایدار باشی^^

1397/03/14 - 13:24 ·
اوینار

عالی ....ممنون ...همچنین{-35-}

1397/03/14 - 13:24 ·
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.92.153.90