دیجیتال ویترین اشتراک VIP
حاجی داشت در مورد حلال و حرام صحبت میڪرد ڪه چنین گفت:
روزی سه تا دزد به خونه یک تاجر دینداری زدند و ڪلی پول و سڪه رو روی خر صاحبخونه گذاشتن و زدن بیرون!
تو مسیر دو تاشون دسیسه چیدن ڪه سومی رو بڪشن تا سهمشون بیشتر بشه و همین ڪارو هم ڪردن!
بعدش آب و غذایی خوردن و باز راه افتادن ڪه یه دفعه یڪیشون خنجر ڪشید و رفیق دومیش رو هم ڪشت!
شب که شد دزد باقی مانده دل‌درد شدیدی گرفت و بر اثر سمی ڪه شریک قبلیش تو غذاش ریخته بود مُرد و الاغ هم ڪه تنها بود، راه صاحبخونه رو گرفت و به همراه مال به خونه تاجر دیندار برگشت...
همه در مسجد صلوات فرستادن ڪه یهو شخصی که هوشش از بقیه بیشتر بود پریدو
گفت: حاج آقا! دزدا ڪه سه تاشون مردن؛ پس جریان رو ڪی واستون تعریف ڪرد؟ خره؟!
میگن حاج آقا از اون روز دیگه مسجد نیومد
امضا: هر چه هست خداست منو تو هم جزءای از این خداییم
1397/03/21 - 14:01 · شناسه پست: 10939335

لایک شده توسط 11 کاربر

مشاهده دیدگاه ها صرفا برای کاربران عضو مقدور میباشد
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.224.166.141