جامعه مجازی ایما
هادی
هادی
گر همسفر عشق شدی مرد سفر شو
مرا می دگر باره از دست برد ، به من باز ، آورد می دستبرد ! هزار آفرین بر می سرخ باد که از روی من ، رنگ زردی ببرد ! بماناد دستی که انگور چید مریزاد پایی که در هم فشرد مرا از ازل عشق شد سرنوشت - قضای نوشته نشاید سترد ! برو زاهدا خرده بر ما مگیر ! که کار خدایی نه کاری ست خرد . بنوش آنچه ساقی دهد دم به دم اگر صاف صاف است ، اگر درد درد. مکش رنج بیهوده ، خرسند باش ! قناعت کن ، ار نیست اطلس، به برد . چنان زندگانی کن اندر جهان که چون مرده باشی نگویند مرد . مزن دم ز حکمت ، که در وقت مرگ ارسطو دهد جان چو بیچاره کرد ! شود مست وحدت زجام الست هر آن که چو حافظ می ناب خورد .

امضا: مردی زیر الاچیق...

1391/03/9 - 11:08 در گروه اخراجی هــــــــــــــــا · شناسه پست: 3184852 · · ·
طراحي و اجرا: MyParsi.com
جامعه مجازي ايـــما يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.242.249.240